فرا رسیدن ماه محرم وصفر بر همه ی مسلمانان جهان بویژه شیعیان تسلیت باد

منوی اصلی

صفحه نخست
ارتباط با ما
آرشیو مطالب
بهترین لینکها

گالری تصاویر امام حسین(ع)

فایل های فلش در مورد امام حسین(ع)

زندگی نامه امام علی(ع)

زندگی نامه امام هادی(ع)

حرف های شنیدنی

انسان

دوستی ودوست

آمار بازدیدکنندگان

نظر شما درمورد وبلاگ

     زندگی نامه حضرت محمد(ص)>>>از بعثت تا هجرت>>تعلیم نماز و وضو

   

 

 

تعليم نماز و وضو


بر طبق آنچه از تواريخ و روايات به دست مى‏آيد نخستين دستورى كه به پيغمبر اسلام نازل گرديد دستور نماز بود بدين ترتيب كه در همان روزهاى نخست‏بعثت، روزى رسول خدا(ص)در بالاى شهر مكه بود كه جبرئيل نازل گرديد و با پاى خود به كنار كوه زد و چشمه آبى ظاهر گرديد، پس جبرئيل براى تعليم آن حضرت با آن آب وضو گرفت و رسول خدا(ص)نيز از او پيروى كرد، آن گاه جبرئيل نماز را به آن حضرت تعليم داد و نماز خواند.
پيغمبر بزرگوار پس از اين جريان به خانه آمد و آنچه را ياد گرفته بود به خديجه و على(ع)ياد داد و آن دو نيز نماز خواندند. از آن پس گاهى رسول خدا(ص)براى خواندن نماز به دره‏هاى مكه مى‏رفت و على(ع)نيز به دنبال او بود و با او نماز مى‏گزارد و گاهى هم مطابق نقل برخى از مورخين به مسجد الحرام يا منى مى‏آمد و با همان دو نفرى كه به او ايمان آورده بودند يعنى على و خديجه(س)نماز مى‏خواند.
اهل تاريخ از شخصى به نام عفيف كندى روايت كرده‏اند كه گويد: من مرد تاجرى بودم كه براى حج‏به مكه آمدم و به نزد عباس بن عبد المطلب كه سابقه دوستى با او داشتم برفتم تا از وى مقدارى مال التجاره خريدارى كنم، پس روزى همچنان كه نزد عباس در منى بودم - و در حديثى است كه به جاى منى، مسجد الحرام را ذكر كرده - ناگاه مردى را ديدم كه از خيمه يا منزلگاه خويش خارج شد و نگاهى به خورشيد كرد و چون ديد ظهر شده وضويى كامل گرفت و سپس به سوى كعبه به نماز ايستاد و پس از او پسرى را كه نزديك به حد بلوغ بود مشاهده كردم او نيز بيامد و وضو گرفت و در كنار وى ايستاد، و پس از آن دو زنى را ديدم بيرون آمد و پشت‏سر آن دو نفر ايستاد. و به دنبال آن ديدم آن مرد به ركوع رفت و آن پسرك و آن زن نيز از او پيروى كرده به ركوع رفتند، آن مرد به سجده افتاد آن دو نيز به دنبال او سجده كردند.
من كه آن منظره را ديدم به عباس - ميزبان خود - گفتم: واى!اين ديگر چه دينى است؟ پاسخ داد: اين دين و آيين محمد بن عبد الله برادرزاده من است و عقيده دارد كه خدا او را به پيامبرى فرستاده و آن ديگر برادر زاده ديگرم على بن ابيطالب است و آن زن نيز همسرش خديجه مى‏باشد.
عفيف كندى پس از آن كه مسلمان شده بود مى‏گفت: اى كاش من چهارمين آنها بودم.
 

كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 135
نويسنده: رسولى محلاتى