|
|
|
|
|
|
هو بيشترين
پرسشها
درباره
هوميوپاتي Persian Homoeopathy FAQs اشكالات
علمي و
اطلاعاتي
اين نوشته،
بر عهده اينجانب و
برداشتهايم
از
هوميوپاتي و
ديد كلنگر
ميباشد.
لطفا پرسشهايتان
را با عنوان homeopathy questions
به
ايميل وبلاگ
من (silence1355@yahoo.com)
بفرستيد تا
پاسخها را
بهتدريج به
همين صفحه
بيفزايم. براي
ديدن پاسخ هر
سوال، روي آن
كليك نماييد. ▪از
تاريخچه
هوميوپاتي برايم
بگوييد. ▪ گفته ميشود
كه
هوميوپاتي
يك طب كلنگر
است. كلنگر
يعني چه؟ ▪ هوميوپاتي
يعني چه؟
دراين باره
بيشتر توضيح دهيد. ▪ درباره منشا
داروهاي
هوميوپاتي و
نحوه تجويز
آن توضيح دهيد. ▪ هوميوپاتي،
چه چيزهايي
را ميتواند
درمان كند؟ ▪ چگونه ممكن
است دارويي
با دوز بسيار
كم و آن هم آب
خالي، درمانكننده
باشد؟ ▪ با اين همه
ادعا درباره
فوائد
هوميوپاتي،
چرا اين رشته
ناشناخته
است؟ ▪ هنگام
مراجعه به يك
هوميوپات،
چه رفتاري
بايد داشت؟ ▪ وضعيت
كنوني
هوميوپاتي
در جهان و
ايران چگونه
است؟ ▪ رژيم
غذايي
پيشنهادي
هوميوپاتي
چيست؟ ▪ من
به هيچ
هوميوپاتي
دسترسي
ندارم. چه
كنم؟ هيچ
داروي
شيميايي
نخورم؟ نزد
پزشكان
نروم؟ 1-
از تاريخچه
هوميوپاتي
برايم
بگوييد. دكتر
ساموئل
هانمن Samuel Hahnemann بنيانگذار
هوميوپاتي 10
آوريل 1755 در
آلمان به
دنيا آمد. پدر
ساموئل به وي
ميآموخت كه
هيچچيز را
بيهوده
نپذيرد و با
منطق و
استدلال سعي
در شناخت
پديدهها
داشته باشد.
ساموئل
داراي
استعداد
فراواني در
درسها بود و
غالبا به
همكلاسان
خود تدريس مينمود.
وي به 8 زبان
مختلف تسلط
داشت. ساموئل
در 24 سالكي
موفق شد در
رشتههاي
پزشكي و شيمي
فارغالتحصيل
شود و بعد از
مدتي به
عنوان پزشكي
بسيار حاذق
شهرت يافت. در
زمان هانمن،
رفتار
غيرانساني
با بيماران متداول
بود. (مثلا خونگرفتن
از بيماران
تا سرحد مرگ
به اميد
بهبودي آنها،
به غل و
زنجيربستن
بيماران
رواني و ...)
ناكارآمدي
پزشكي آن
زمان، هانمن
را كه فردي بسيار
انساندوست
و متعهد بود
از پزشكي
دلسرد كرد. وي
بيشتر وقت
خود را به
ترجمه متون و
تحقيق ميگذراند. روزي
در كتابي
چنين خواند
كه علت اين كه
گياه سينكونا
(گنهگنه)
مالاريا را
درمان ميكند،
تلخي آن است.
براي تحليلگر
موشكافي چون
هانمن، اين
جمله قابل
قبول نبود.
هانمن
مقداري گنهگنه
خورد و در
كمال شگفتي
مشاهده كرد
كه علائم خاص
بيماري
مالاريا (تب،
لرز و تعريق)
در وي ايجاد
شد. با قطع
مصرف گنهگنه،
علائم نيز
برطرف شد. وي
با تكرار
مشاهدات و
آزمايشهاي
خود به اين
اصل طلايي
هوميوپاتي
دست يافت كه
همواره «مشابه
است كه مشابه
را درمان ميكند.» يعني
دارويي ميتواند
يك بيماري را
براي هميشه
درمان كند كه
خواص دارويي
مشابه با آن
بيماري
داشته باشد.
مثلا اگر
شخصي يبوست
داشته باشد،
هيچگاه با
خوردن مسهل
به طور دائمي
خوب نخواهد
شد. بلكه
دارويي آن
يبوست را خوب
ميكند كه در
يك فرد سالم،
دقيقا همان
نوع يبوست را
ايجاد كند.
(البته داشتن
ديد كلنگر و
توجه به همه
علائم بيمار
الزامي است
كه فعلا جاي
بحث آن نيست.) هانمن
طي حدود نيمقرن
تلاش بيوقفه
و با تكيه بر
نبوغ اعجابآور
خود،
هوميوپاتي را
به شكلي مدون
و علمي
درآورد و
كشفيات و
ابداعات
فراواني
براي درمان
بيماران و
رنجديدگان
از خود به
يادگار گذاشت.
كتاب Organon
of Medicine وي،
شاهكاري بيبديل
در ادبيات
پزشكي به
شمار ميرود
كه هانمن در
طول حيات خود
شش بار آن را
مورد
بازبيني
قرار داد و
اكنون
ارگانون شش (و
پنج)، مرجع
اصلي تمامي
هوميوپاتها
ميباشد. ابداعات
و نوآوريهاي
دكتر هانمن
به حدي است كه
اگر هركسي
فقط يك مورد
از هريك از
كارهاي وي را
انجام داده
باشد كافي
است تا نامش
در تاريخ
جاودان شود:
تبيين اصل
مشابهدرماني،
بررسي علائم
به شكل كلنگر،
تقويت
داروها،
استفاده از
دوز بسيار
كم، پرهيز از
عوارض
شيميايي،
تعريف جديد
بيماري و سلامتي،
تقسيمبندي
بيماريها
به شكلي جديد
و اصولي و
بسياري
موارد ديگر،
همه و همه
مديون تلاشهاي
اين بزرگمرد
است. در
اپيدمي وبا
كه در اروپا
جمع زيادي
ازمردم را به
كام مرگ كشيد،
هانمن با
تكثير
جزواتي،
داروهاي
هوميوپاتيك
اين اپيدمي
را به اطلاع
تمامي
پزشكان شهر
رساند و طرز
تجويز آن را
بيان نمود.
تاريخ گواهي
مينمايد كه
در شهر
هانمن، تنها
يك بيمار بر
اثر وبا جان
سپرد! اين امر
باعث شد كه
هوميوپاتي، در
مسير جديدي
قرار بگيرد و
مخالفان و
ناآگاهان به
قدرت فراوان
آن در درمان پي
ببرند. موفقيتهاي
بينظير
هانمن در
درمان انواع
بيماريها و
حسادتها و
كارشكنيهاي
بدخواهان،
سرانجام
باعث شد كه وي مجبور
به ترك كشورش
آلمان شود. مردم
فرانسه با
احترامي در
خور مقام
هانمن، پذيراي
مقدم وي شدند
و او تا آخرين
روز حيات در 88
سالگي (1843) براي
سلامت بشريت
كوشيد
و هنگام مرگ
با افتخار
گفت: «من
بيهوده
نزيستم.»
موفقيت
هانمن در
درمان بيماريها
به حدي بود كه
روي درب مطبش
عبارت «ويزيت
در برابر
درمان» نوشته
شده بود؛
يعني تا كسي
را درمان نميكرد
از وي هزينهاي
دريافت نميكرد.
خياباني كه
وي در آن به
معالجه
بيماران ميپرداخت
–و همواره به
خاطر تراكم
بيماران و
كالسكههاي
آنها مسدود
بود- به نام
خيابان
هانمن نامگذاري
شد و مردم
فرانسه، وي
را با تجليل
فراوان در
آرامگاه
مشاهير و
مفاخر ملي
فرانسه دفن
كردند. 2-
گفته ميشود
كه
هوميوپاتي
يك طب كلنگر
است. كلنگر
يعني چه؟ داستان
معروف فيل در
مثنوي
مولانا را
لابد ميدانيد.
هركسي در
تاريكي به
فيل دست ميزد.
يك نفر دستش
به گوش او ميخورد
و ميگفت فيل
مثل بادبزن
است. ديگري
دستش به پاي
او ميخورد و
ميگفت فيل
مثل ستون است ....
اين ديدگاه،
دقيقا ديدگاه
جزءنگر به
مسايل است.
پزشكي به شكل
رايج آن نيز،
جزءنگر است.
يعني پزشكان
بر اساس
علايق و
سلايق خود،
هريك متخصص
بخش يا بخشهايي
از بيماريهاي
انسان ميشوند.
مثلا يكي
متخصص
دستگاه
گوارشي ميشود،
يكي
استخوان،
يكي قلب، يكي
پوست، يكي اعصاب
و .... بنابراين
اگر شما مثلا
زخم معده
داشته باشيد،
بايد به
متخصص آن
مراجعه كنيد. هوميوپاتي
چون كلنگر
است، تمام
اعضاي بدن و
نيز ذهن و
شخصيت بيمار
را به هم
مرتبط ميداند.
مثلا شايد
زخم معده
بيمار،
مربوط به اعصاب
او باشد.
بنابراين تا
ناراحتي
فكري بيمار
درمان نشود،
همواره
امكان زخم
معده وجود خواهد
داشت.
بنابراين
اگر ما فقط
روي مشكلات
يك بخش از بدن
بيمار
متمركز
شويم، از نقش
بخشهاي
ديگر غافل
خواهيم ماند.
در پزشكي، تکیه
بر بيماري
است. مثلا
پزشك ميگويد
يك مورد سردرد
به من مراجعه
كرد، يك مورد
دلدرد به من
مراجعه كرد.
در
هوميوپاتي،
بيمار مهم
است.
هوميوپات ميگويد
يك بيمار به
من مراجعه
كرد كه
علائمش شامل
سردرد، دلدرد،
عصبانيت،
درد
استخوان،
ضعف بينايي و ... بود.
بنابراين
بيمار براي
هر مشكل، پيش
يك متخصص آن
مشكل فرستاده
نميشود.
دقيقا به
همين خاطر،
ما در
هوميوپاتي
داروي از قبل
تعيين شده
براي يك
بيماري
نداريم. مثلا
اين طور نيست
كه به هركسي
كه سردرد
دارد، چشم
بسته به او
استامینوفن
بدهیم، بلكه
این سردرد در
کنار علایم دیگر
شخص است که هویت
می یابد و با درنظر
گرفتن سردرد و
كليه علائم
ديگر آن شخص ،
داروي بیمار
مشخص می شود. به
پزشكي كه به
روش
هوميوپاتي
درمان ميكند،
هوميوپات ميگوييم.
اين شخص هم ميتواند
داراي
تحصيلات
پزشكي رايج
باشد و هم ميتواند
صرفا
هوميوپاتي
خوانده باشد. 4-
هوميوپاتي
يعني چه؟
دراين باره
بيشتر توضيح
دهيد. هوميوپاتي
از نظر معنا،
يعني مشابهدرماني.
هوميوپات،
با بررسي كلنگر
بيمار، يعني
با بررسي
تمامي علائم
ذهني، احساسي،
عمومي و جسمي
بيمار،
تصويري كامل
از او به دست
ميآورد و
دارويي
مشابه اين
وضعيت تجويز
ميكند. يعني
اگر اين دارو
را به يك فرد
سالم بدهند،
همان علائم
در او ايجاد
خواهد شد.
مثلا اگر بيماري
با سردرد صبحگاهي
در سمت چپ سر،
ريزش مو،
يبوست و بيخوابي
مراجعه كرده
باشد،
دارويي به او
داده ميشود
كه اگر اين
دارو به يك
فرد سالم
داده شود، او
هم دچار
سردرد صبحگاهي
در سمت چپ سر،
ريزش مو،
يبوست و بيخوابي
خواهد شد! اين
اصل ثابت و
اساسي مشابهدرماني،
در طول دو قرن
حيات
هوميوپاتي،
هزاران بار
آزموده شده و
شفاي
بيماران،
دلالت بر صحت
آن دارد.
(هرچند دلايل
علمي هم دارد
كه وارد آن
نميشويم.)
اصولا با
درمان معكوس
كه بسيار
رايج است،
هيچگاه شفا
اتفاق نميافتد.
مثلا كسي با
خوردن مسكن،
سردردش خوب
نميشود و با
قطع مسكن،
سردردش برميگردد،
(و گاهي بدتر
شده يا
مشكلات بدتر
و جديدتر و
نيز عوارض
خود دارو
جايگزين آن
ميگردد) و يا
مشكلات ذهني
كسي با خوردن
آرامبخش،
فقط موقتا
برطرف خواهد
شد و .... مساله
مشابهدرماني
فقط در يك جاي
پزشكي رايج
به شكلي مداوم
استفاده ميشود
كه آن هم
واكسيناسيون
است.
واكسيناسيون
نزديكترين
مرز پزشكي
رايج به
هوميوپاتي
است كه هرچند
به شكلي ناقص
استفاده ميشود،
ولي ميبينيد
كه باز هم
نتايج آن
بسيار
درخشان و
غيرقابل
انكار است. 5-
درباره منشا
داروهاي
هوميوپاتي و
نحوه تجويز
آن توضيح
دهيد. (1)
منشا
داروهاي
هوميوپاتي،
طبيعي است.
بسياري از
مواد گیاهی، كاني،
بعضي سموم
(معدني،
گياهي و
جانوري)،
فلزات، اندامهای
مختلف
جانوران،
نمكها و ...
منشا داروها
هستند.
اين مواد
طبق روشهاي
خاصي در آب،
رقيق، حل و
تكان داده ميشوند
و عملا آن
چيزي كه
هوميوپات به
بيمار ميدهد،
از لحاظ
شيميايي آب
خالص است و
ماده اوليه،
ديگر در آن
وجود ندارد.
به همين
دليل، چون
ديگر ماده اوليه
وجود ندارد،
اصلا عوارض
شيميايي آن
ماده هم وجود
ندارد. اما
همين آب به
ظاهر خالي، داراي
تمام صفات
ماده اوليه
ميباشد و
داراي قدرت
درماني
بسيارفراوان
و عميقي ميباشد.
خوشبختانه
فيزيك مدرن
اين مساله را
توضيح داده و
علاقهمندان
با مراجعه به
كتابها ميتوانند
اين مساله را
شخصا بررسي
كنند. (به عنوان
مثال، كتاب
«نحوه تاثير
داروهاي
هوميوپاتي»
كه تاليف دو
فيزيكدان
ميباشد و
ترجمه نيز
شده است.) (2)
نكته ديگر آن
كه دوز
تجويزي
داروهاي
هوميوپاتي
بسياربسيار
كم ميباشد و
همين كوچكبودن
دوز، باعث ميشود
كه شاهد
اثرات
درماني شگفتآوري
براي بيمار
باشيم. (كه از
لحاظ علمي و
به شكل مستدل
قابل توضيح
است.)
متاسفانه،
عامه مردم ما
پزشكي را
دوست دارند
كه مقدار
زيادي دارو
براي آنان
تجويز كند و
اين را نشانه
خوببودن آن
پزشك ميدانند. (3)
هوميوپاتی
کلاسیک، در
آن واحد فقط
يك دارو به
بيمار ميدهد
و مثل پزشكي
رايج مخلوطي
از داروها را
به او نميدهد.
بعضی مکاتب
هومیوپاتی
که مورد قبول
بنیانگذار
آن نیستند،
ممکن است در
آن واحد بیش
از یک دارو
بدهند. 6-
هوميوپاتي،
چه چيزهايي
را ميتواند
درمان كند؟ هوميوپاتي
يك پزشكي
مستقل و جامع
است. از درمان
موارد حادي
مثل سوختگي و
جراحات و
صدمات تا سرماخوردگي،
آلرژيها،
بيماريهاي
دهان (به جز
مشكلات
فيزيكي
دندانها)،
بيماريهاي
پوستي،
كودكان،
بيماريهاي
زنان، اپيدميها
و ... تا درمان
موارد مشكلي
مانند سرطان
(به شرط آن كه
به مراحل
پاياني
نرسيده باشد)
در حيطه درمانهاي
هوميوپاتي
وجود دارد.
بيماريهاي
ايدز و MS
به دليل
اين كه نسبتا
جديد هستند و
هنوز تحقيقات
كافي رويشان
انجام نشده،
جزء مواردي
هستند كه نميتوان
در موردشان
نظر قطعي داد.
هرچند كه در
بعضي
كشورها، هوميوپاتها
نتايجي در
اين موارد
داشتهاند،
ولي هنوز
اتفاقنظر
كلي در اين
باره وجود
ندارد.
بيماراني كه سالهاست
انواع و
اقسام
داروهاي
پرعوارض
شيميايي را
مصرف كردهاند
و بارها در
بدن آنها دخل
و تصرف شده
نيز به دشواري
به داروهاي
هوميوپاتي
پاسخ ميدهند.
(هرچند كه
بهتر ميشوند،
ولي بهسادگي
درمان نميشوند.) در
مواردي كه
ناشي از
صدمات
فيزيكي
هستند (مثل
شكستگيها)
اول بايد از
رشتههاي
ديگري مثل
جراحي كمك
گرفت. مثلا
اگر دست كسي
شكسته، اول
بايد به شكل
صحيح جا
انداخته شود.
بعد ميتوان
با كمك داروي
هوميوپاتي
سرعت و كيفيت
ترميم آن را
بهبود داد. حتي
موارد
متعددي از
درمان
تومورها در
هوميوپاتي
وجود دارد كه
بدون جراحي و
با خوردن
دارو، آن
تومور از بين
رفته است. به
هرحال، هوميوپاتي
معجزه نميكند،
ولي قطعا
بسيار موثر و
كارآمد
است. 7-
چگونه ممكن
است دارويي
با دوز بسيار
كم و آن هم آب
خالي، درمانكننده
باشد؟ دلايل
منطقي براي
اين امر وجود
دارد كه براي
دانشجويان
اين رشته
تشريح ميشود.
ميتوانيد
به اين مقاله
هم مراجعه
كنيد.
وانگهي، مگر
نديدهايد
كه خوردن
مقدار
بسياركمي
سم، باعث مرگ
شخصي شود؟
حال چه اشكال
دارد كه
خوردن مقدار
كم دارويي،
باعث شفاي
انساني شود؟
«جور ديگر بايد
ديد!» متاسفانه
يكي از
خصوصيات
عمومي مردم
خصوصا در
كشورهاي جهان
سوم، آنست كه
به جاي كيفيت
به كميت توجه
دارند و
توجهشان به
اندازه و
تعداد و
ارقام، بيشتر
از كيفيت است.
شما اين نگرش
را در همهچيز
ميبينيد:
پول بيشتر،
خانهاي با
متراژ
بيشتر، زمين
بيشتر.... حتي
زمان خريد
ميوه، شخص
بايد حتما
چندجعبه
ميوه بگيرد،
احترام به
ميهمان يعني
گذاشتن يك
خروار غذا در
پيش او و ....
متاسفانه
وقتي همگان
به جاي «كيفيت»
در زندگي، به
دنبال «مقدار»
و «كميت»
هستند، درك
اين مساله
برايشان
دشوار ميشود
كه چيزهاي كمحجم
ميتوانند
بسيار موثر
باشند. داروهاي
هوميوپاتي
حتي با
بوييدن،
موجب درمان
ميشوند و
لازم نيست
حتما خورده
شوند! اكثر
مواقع
هوميوپاتها
براي آن كه
بيمار فكر
نكند دارند
سركيسهاش
ميكنند، به
او دارو را به
شكل خوراكي
ميدهند! چون
پذيرش اين
امر در جامعه
ما هنوز دشوار
است كه به
پزشكي
مراجعه كنند و
آن پزشك چيزي
براي بوييدن
به آنها بدهد
و آن ها هم خوب
شوند! البته
شرح و بسط اين
مطلب، نياز
به مقالهاي
جداگانه
دارد و قبل از
آن، خواننده
بايد نكات
زيادي را
بداند؛ ولي
در حد مقدمات
و آشنايي بد
نيست بدانيد
كه هوميوپاتها
درمان را به
عهده خود بدن
(يا بهتر
بگوييم، نيروي
حياتي او) ميگذارند.
كاري كه
هوميوپات ميكند
شناسايي
دقيق علائم
بيماري شخص و دادن
داروي مشابه
است. يعني
هوميوپات،
شناخت علت
غايي را
ناممكن ميشناسد
و ميگويد در
بدن آنقدر
علت و معلولهاي
مختلف دارند
روي هم اثر ميگذارند
كه واقعا نميتوان
دست روي چيزي
خاص گذاشت و
آن را مشكل
بيمار دانست.
ولي چون
«مشابه است كه
مشابه را
درمان ميكند»
هوميوپات با
دادن داروي
مشابه نيروي
حياتي را تحريك
ميكند و بدن
خودش ميداند
كه بهترين
كار لازم
چيست و درمان
را انجام ميدهد.
بنابراين ما
با مجموعه
علائم
سروكار داريم،
نه نامهاي
خاص. دقت كنيد
كه اكثر
نامگذاريهاي
پزشكي
جزءنگرانه
است و طبيعتا
نميتواند
با خطمشي كلنگر
هوميوپاتي
سازگار باشد.
مثلا وقتي
پزشكي ميگويد
فلان بيمار
مراجعهكننده
يك مورد زخم
معده است،
هوميوپات ميگويد
فلان بيمار
شخصي است با
علائم درد
معده، اشتهاي
كم و ساير
علائم ديگر
كه لزوما در
معده هم
نيستند. چون
نميخواهد و
نميتواند
بيماري را
منحصر به يك
قسمت بدن شخص
كند و بايد او
را بهتمامي
در نظر بگيرد.
البته
هوميوپاتها
براي بعضي
بيماريها
نامگذاري
دارند كه
وارد اين
مبحث نميشويم. |