اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
-----------------------------------
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.
------------------------------------
پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
----------------------------------------
سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
-----------------------------------
شيشه پنجره را باران شست ,
از دل من اما ...
چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟!
********************************************************************
گفتم : ز سرنوشت بينديش و آسمان .
گفتي :غمين مباش که آن کور و اين کر است !
ديدي که آسمان کر و سرنوشت کور صدها هزار مرتبه از ما قوي تر است .
********************************************************************************
***********
بشکست دلم کسي صدايش نشنيد
آري ...
دل من بي صدا مي شکند !
******************************************************************
ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي
تو بمان با دگران واي به حال دگران
********************************************************************************
**
بوديم و کسي پاس نمي داشت هستيم
باشد که نباشيم و بدانند که بوديم
******************************************************
شب بود و
شمع بود و
من بودم و
غم
شب رفت و
شمع سوخت و
من ماندم و
غم
*********************************************************************
تو که بالا بلند و نازنيني
تو که شيرين لب و عشق آفريني
کنارم لحظه اي بنشين ,
چه حاصل که فردا بر سر خاکم نشيني !
********************************************************************************
*******
دردهايم را برايت گفته ام
بشنو اکنون اين سکوت تلخ را ...
********************************************************
من آخرين
ترانه ي بارانم ,
مرا بخوان !
********************************************************************************
**************
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را
هرگز نمي گيرد کسي در قلب من جاي تو را
******************************************************************
دستانم بوي گِل مي داد
مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند !؟
پيش خود نگفتند :
شايد من گلي کاشته باشم ! .
**********************************************************************
وقتي که بن بست غربت ,
سايه سار قفسم بود ,
زير رگبار مصيبت ,
بي کسي تنها کسم بود !
***************************************************************************
اي دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اينت گر که در خود داشتم
هر کسي را تو نمي انگاشتم
***********************************************************************
کنم هر شب دعايي
کز دلم بيرون رود مهرش
ولي آهسته مي گويم
الهي بي اثر باشد
*************************************************************************
در خواب ناز بودم شبي
ديدم کسي در مي زند
در را گشودم روي او
ديدم غم است در مي زند
اي دوستان بي وفا
از غم بياموزيد وفا
غم با آن همه بيگانگي
هر شب به من سر مي زند
********************************************************************************
*
ترسم ار روز سياهيست
بيايي و چه سود
رفته باشم و بداني
که چه دير آمده اي !
****************************************************************
خدايا !
سراي محبت کجاست ؟
من آواره ام شهر الفت کجاست ؟
کساني که از عشق دم مي زنند ,
چرا بين ما را به هم مي زنند ؟!