اسکيت باز اون يک پسر بود و اون يک دختر مگر واضح تر از اين هم مو توان گفت؟ اون پسر يکولگرد بود و اون دختريک رقاص باله بود ديگر بيشتر از اين چه ميتوانم بگويم؟ پسر دختر را مي خواست ولي اون دختر هيچ وقت نگفت که خودش هم پسر را مي خواهد دوستان اون دختر افاده اي بودن انگاربا لباس هاي بگي اون پسر مشکل داشتن اون پسر اسکيت باز بود ولي دختر به اون ميگفت عقب افتاده. چون اون دو مناسب يکديگر نبودند درست است که دختر زيبا بود اما زياد بلند پرواز بود بايد به زمين بر ميگشت الان پنج ساله که تو خونه ميشينه و به بچه غزا ميده اون کاملا تنهاست تلوزيون رو روشن ميکنه حدس بزنيد چه کسي رو ميبينه پسر اسکيت باز که در mtv در حال نمايش دادن است فوري به دوستاش تلفن ميزنه تا به اونها هم خبر بده اما اونها زود تر فهميده بودندو از قبل بليت تهيه کرده بودند که نمايشش را ببينند بالاخره با تلاش زياد خودش رو بين جمعيت جا ميده حالا داره يک مردي رو ميبينه که يک روزي تردش کرده بود اون پسر يک اسکيت باز بود و اون دختر به اون ميگفت عقب افتاده اون دو نفر به هم نمي خوردند اما حالا اون پسر يک فوق ستاره شده به گيتارش چنگ ميزد آيا چهره ي زيبايت مي تواند ببيند که اون پسر چقدر ارزش داشت؟ متاسفم اما تو اون رو از دست دادي و حالا ديگر مطمئنا اون پسر مال من است ما دو نفر بيشتر از دو دوست خوب براي هم هستيم و اين پايان داستانه چقدر بد که تو نتوانستي مردي رو ببيني که اون پسر مي توانست از خودش بسازد خوب!چيز هاي با ارزش تر از ظاهر هم وجود داره و اون باتن که من ميبينم اون فقط يک پسر و من هم فقط يک دخترم ديگر واضح تر از اين؟ ما عاشق هم هستيمنگاه کن چطور دنياي يکديگر رو دگرگون کرده ايم!! من با پسر اسکيت باز هستم من هموني هستم که به اون گفتم عقب افتاده بعد نمايش.پشت صحنه خيلي خوش ميگذره من به استديو خواهم رفت و آهنگي را مي خوانم که با هم نوشتيم راجع به همان دختري که خودت مي داني.