هر چيز غير معمول بعضي اوقات من خيلي غير عادي ميشم من حتي از خود بيخود ميشم من در خواب براي خودم مي خندم اين لالايي من است بعضي اوقات خيلي تند ميرم تنها احساس خطر کردن من ميخوام جيغ بزنم اين باعث ميشه که من بيدار بشم آيا اين براي عشق کافيه؟ آيا اين براي نفس کشيدن کافيه؟(زندگي کردن) بعضي ها قلب من رو شکستند و در رنج و سختي من رو رها کرد آيا اين کافيه براي مردن؟ بعضي ها زندگي من رو نجات دادند ترجيه ميدم هر چيزي باشم غير از يک آدم ساده بين خطوط راه رفتن زندگي من رو خسته کننده کرده مي خوام بدونم آيا تا آخرش رفتم يا نه/ به پاهام ميگم: من رو از پا بندازين! بيا اون رو بده به من هر چيزي که باعث بشه احساس سرزندگي کنم آيا اين براي عشق کافيه؟ آيا اين براي نفس کشيدن کافيه؟(زندگي کردن) بعضي ها قلب من رو شکستند و در رنج و سختي من رو رها کرد آيا اين کافيه براي مردن؟ بعضي ها زندگي من رو نجات دادند ترجيه ميدم هر چيزي باشم غير از يک آدم ساده نمي خواد از خودت دفاع کني سعي کن مثل بقيه رفتار کني.سعي کن احساس هميشگي رو کنار بزاري اگر نگاه کني خواهي ديد که دنيا زيباست دنياي پر حادثه دنياي پر آشوب جهان سبز و خرم وههميشگي هيچ راهي نيست من ميخوام که اون رو امتحان کنم نميخوام که اون رو دور بندارم بعضي اوقات من خيلي غير عادي ميشم من حتي از خود بيخود ميشم من در خواب براي خودم مي خندم اين لالايي من است آيا اين کافيست؟ آيا اين کافيست؟ آيا اين براي نفس کشيدن کافيه؟(زندگي کردن) بعضي ها قلب من رو شکستند و در رنج و سختي من رو رها کرد آيا اين کافيه براي مردن؟ بعضي ها زندگي من رو نجات دادند ترجيه ميدم هر چيزي باشم غير از يک آدم ساده آيا اين کافيست؟ آيا اين براي مردن کافيست؟ بعضي ها زندگي من رو نجات دادند ترجيه ميدم هر چيزي باشم غير از يک آدم ساده