بررسی نگرش دانشجویان بلوچ نسبت به هویت ملی

 

محقق : محمدعثمان حسین‌بر 

كارشناس ارشد جامعه‌شناسی ـ تهران 

كلید واژه‌ها: اقلیت‌ها، ایران، بلوچ‌ها، دانشجویان‌ بلوچ، هویت ملی

 

مقدمه

 

هویت ملی كه به معنای احساس تعلق به یك دولت ـ ملت در چارچوب یك سرزمین معین فرهنگ، تاریخ، خاطرات، ادبیات و زبان مشترك و اراده با هم‌زیستی می‌باشد، از مفاهیمی است كه در دوران معاصر، بعد از شكل‌گیری دولت‌ ـ ملت و دولت ملی در غرب، موضوعیت یافت. هویت ملی در یك كشور، لازمه و پیش‌‌نیاز همبستگی و وفاق اجتماعی و یكپارچگی ملی است. از آن‌جا كه یك بخش از هویت ملی برپایة برخی از عناصر هویت قومی شكل می‌گیرد و بنابر‌این ممكن است،‌ یك یا تعدادی از این عناصر، حالتی عام یا مشترك نداشته باشند و از طرفی ملت به معنای شهروندان یك كشور است كه از حقوق و تكالیف مشابه و برابری برخوردارند، در جوامع چند قومی، بحث هویت ملی، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. از نیمة دوم قرن بیستم تا به حال، با توجه به اینكه، بحران‌های قومی بسیار متعددی در دنیا بویژه در كشورهایی نظیر اتحاد جماهیر شوروی سابق، یوگسلاوی و بسیاری از كشورهای آفریقایی و خاورمیانه بویژه ایران، روی داده است و از طرفی بیش از نود درصد كشورهای دنیا چند قومی هستند، موضوع قومیت و ناسیونالیسم قومی و تقابل آن با هویت ملی، چه در سطح سیاست و اجتماع و چه در علوم اجتماعی و سیاسی از اهمیت فزاینده‌ای برخودار شده است. تحقیق حاضر در همین راستا، در پی آن است كه با توجه به اهمیت موضوع و ضرورت پرداختن به این مسأله در ارتباط با قومیت بلوچ بویژه با توجه به سوابق جنبش‌های قومی در بلوچستان و نیز موقعیت استراتژیك آن،‌ نگرش دانشجویان بلوچ به عنوان یك قشر از نخبگان بلوچ را نسبت به هویت ملی ایرانی بررسی نماید.

 

الف) طرح مسأله

 

هویت كه در سطح فردی و اجتماعی از مهمترین مباحث جامعة بشری است، در اصطلاح علمی به معنای چیستی‌شناسی یا كیستی‌شناسی است. اینكه افراد جامعه خود را “كه” یا “چه” بدانند، درواقع هویت خود را مشخص می‌‌نمایند. هنگامی كه از فردی در‌بارة هویت او سؤال می‌كنیم در واقع منظورمان این است كه او، خود را چگونه معرفی می‌كند یا می‌شناسد. این همان چیزی است كه“ مانفردكان” و“ توماس كلاتو” در سال 1954 با تهیة یك آزمایش بیست سؤالی یا تست مشهور [1]T.S.T در پی آن بودند تا برای توصیف “خود” از نظر فرد و به عبارت دیگر هویت او، از افراد بخواهند به سؤال “من كیستم؟” با بیست خانة خالی جهت پاسخ، جواب بدهند.(توسلی324 : 1374)

هویت، سطوح و جنبه‌های گوناگونی دارد كه هم‌زمان با رشد فرد حاصل می‌شوند در سطح كشور و به عبارتی دولت ـ ملت، هویت ملی مطرح می‌شود كه بنا به نظر بسیاری از صاحبنظران، از مهمترین اشكال هویت جمعی می‌باشد. از مهمترین عواملی كه توجهات ویژه‌ای را به طرف هویت ملی جلب نموده‌اند، بحران‌های قومی بوده‌اند كه در نیمة دوم قرن بیستم میلادی بو‌یژه اواخر آن بروز كرده‌اند. در قالب این بحران‌ها، هویت قومی در مقابل هویت ملی برجستگی پیدا كرده و در تضاد با آن قرار گرفته است. چنین چیزی بیشتر به بعد سیاسی هویت ملی بر‌‌‌می‌گردد. ما با تأكید بر بعد سیاسی هویت ملی، به زمینه‌ها و عواملی خواهیم پرداخت كه در چارچوب یك هویت قومی بر نوع و شدت نگرش، نسبت به هویت ملی تأثیرگذار هستند. موضوع دولت ـ ملت در ایران بعد از انقلاب مشروطیت و تلاش دولت برای شكل‌گیری هویت ملی، از زمان رضاخان تا به حال، در بسیاری از موارد، تضادهایی بین هویت قومی اقوام نظیر كردها، آذری‌ها و بلوچ‌ها و هویت ملی مورد نظر حكومت مركزی ایران وجود داشته و به صورت درگیریهایی بین این اقوام و دولت مركزی بروز نموده است. از آن جمله می‌توان به بحران‌های قومی اشاره نمود كه در دوران رضاخان، محمدرضاشاه و بعد از انقلاب اسلامی در بلوچستان بروز نموده‌اند.

از آن‌جا كه در بر‌جسته شدن هویت قومی در برابر هویت ملی، بناچار نقش‌آفرینی یك گروه نخبه ضرورت دارد، توجه ما به دانشجویان معطوف می‌شود. علت این است كه دانشجویان جزو نیروهای فعال جامعه بوده و حداقل یك گروه نخبة بالقوه به ‌شمار می‌روند. نقشی كه دانشجویان و جنبش‌های دانشجویی در تحولات اجتماعی و سیاسی جوامع فعلی دارند، به خوبی گواه این امر می‌باشد. در بلوچستان ایران نیز، می‌توان نقش دانشجویان را در جنبش‌های اجتماعی و سیاسی اخیر، بو‌یژه در اواخر دوران پهلوی و بعد از انقلاب، ردیابی نمود. در شرایط فعلی نیز كه دانشجویان بلوچ با نخبگان مذهبی بلوچستان در ارتباط تنگاتنگی بوده و به خاطر داشتن گرایش‌های مذهبی برخلاف دانشجویان چپگرای اواخر دورة پهلوی و اوایل انقلاب از محبوبیت و نفوذ نسبتاً زیادی در بین مردم برخوردارند و علاوه بر این سرداران و سران طوایف تا حد زیادی جایگاه گذشتة خویش را از دست داده‌اند، توجه به جایگاه و نقش دانشجویان، از اهمیت خاصی برخوردار می‌شود. در كنار همة این موارد، محیط دانشگاه و نقشی كه در فراهم نمودن تعاملات بین گروه‌ها، خرده‌فرهنگ‌ها و اقوام مختلف ایفا نموده و بنابراین در شكل‌گیری و تكوین نگرش‌های دانشجویان و نیز هویت آنها اهمیت زیادی دارد، خود توجه ویژه‌ای می‌طلبد. در راستای مطالبی كه ذكر گردید، تحقیق حاضر در پی آن است تا نگرش دانشجویان بلوچ را نسبت به هویت ملی بسنجد.

 

ب) سیر تاریخی موضوع

 

اگر از نظر رابطة بین هویت ملی و هویت قومی به تحولات تاریخی ایران نگاه كنیم و بروز جریانات سیاسی محلی‌گرا را به‌عنوان برجسته شدن هویت قومی در برابر هویت ملی در نظر بگیریم، می‌توان گفت تا قبل از تشكیل دولت مدرن در زمان رضاخان، از آن‌جا كه دولت مركزی به‌عنوان منادی و تحمیل‌كنندة هویت ملی ایفای نقش نمی‌كرد، ما هیچ‌گاه شاهد تقابل هویت قومی با هویت ایرانی موجود نبودیم. و به عبارت دیگر، هویت قومی هرگز در برابر هویت ایرانی برجستگی پیدا نكرده و سیاسی نشده بود. از آن‌جا كه در هر منطقه، سران طوایف به‌عنوان نماد هویت قومی حاكمیت را در دست داشتند و آنها نیز به‌صورتی هر چند غیر مستمر در مواقع أخذ مالیات یا تأمین نیروی نظامی، تابع دولت مركزی یا پادشاه به‌عنوان نماد هویت ایرانی بودند، بین این دو هویت تقابلی وجود نداشت و در واقع، این دو هویت به هم وابسته بودند.

در مواردی نیز كه بین دولت مركزی و سران طوایف اختلاف و حتی درگیریهایی ایجاد می‌شد این اختلاف ناشی از یك شكاف هویتی قومی ـ ایرانی نبود، و به همین جهت با اعلام تبعیت مجدد آن سران از دولت مركزی و یا حداكثر جایگزینی آنها با افرادی دیگر از همان طایفه كه اغلب از اعقاب و یا خویشاوندان همان سران بودند پایان می‌یافت .

بعد از تشكیل دولت مدرن از زمان رضاخان تا به حال، سعی دولت‌ها برای ایجاد هویت ملی از آن‌جا كه جنبة تحمیلی داشته، فاقد پایبندی به مبانی اصلی هویت ملی بویژه حقوق شهروندی بوده و با بسیاری از نمادها و عناصر هویت قومی منافات داشته است، و سیاسی شدن و تضاد هویت قومی با هویت ملی را به همراه آورده است. به همین جهت تلاش‌ها برای ایجاد یك هویت ملی واقعی و پایدار،‌ حداقل در میان برخی از قومیت‌ها با موفقیت چندانی همراه نبوده و حداكثر منجر به ایجاد یك هویت ملی ظاهری و شناسنامه‌ای شده است. این تلاش دولت مركزی موجب شده است كه در عكس‌العمل با آن،‌ نخبگان محلی و غیر‌محلی و نیز برخی نیروها و عوامل بین‌المللی با تأكید شدید بر عناصر هویت قومی، موجبات برجستگی و سیاسی شدن آن در برابر هویت ملی را فراهم می‌آورند. بحران‌های قومی كه بعد از حكومت رضاخان تا به حال بروز نموده‌اند، به خوبی بیانگر این امر هستند. دوره‌هایی را هم كه ظاهراً منطقه آرام بوده و خبری از بحران‌های قومی وجود نداشته است، می‌توان ناشی از سر‌كوب دولتی یا به رسمیت شناخته شدن هر چند محدود نخبگان محلی و یا فراهم شدن زمینه‌هایی برای مشاركت سیاسی این نخبگان  توسط دولت دانست.         

اگر در شرایط فعلی از نظر توسعة اقتصادی و اجتماعی به استان سیستان و بلوچستان توجه نماییم، به راحتی سیمای فقر، محرومیت و توسعه نیافتگی را در آن، بویژه در ناحیة بلوچستان می‌بینیم. این استان، هنوز توسعه‌نیافته‌ترین استان كشور است و براساس اغلب شاخص‌های اجتماعی ـ اقتصادی در سال 1375، این استان از كمترین میزان توسعه‌یافتگی و به عبارتی از بیشترین میزان محرومیت در میان استان‌های كشور، برخوردار بوده است و با این وجود، به‌طور نسبی از اعتبارات بسیاری پایینی بهره‌مند شده است.

از نقطه نظر سیاسی، رویداد دوم خرداد‌ماه

و انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاست جمهوری را می‌توان نقطة عطفی در رابطة مردم و نخبگان بلوچ با ساختار سیاسی كشور دانست. این امر در بسیاری از موارد بویژه انتخابات، مشاركت سیاسی مردم را در حد بسیار بالایی ‌رساند. میزان شركت در انتخابات ریاست جمهوری در سال 76 و80 و درصد آرای آقای خاتمی در استان سیستان و بلوچستان به خوبی بیانگر این امر می‌باشد. در این شرایط، امید دستیابی به وضعیتی مناسب‌تر و رفع بسیاری از تبعیض‌های موجود، ضمن امیدواری بیشتر مردم بلوچ به نظام سیاسی حاكم بر ایران، ارتباط آنها با دولت را بیش از پیش بالا برده است.

 

ج)مبانی نظری تحقیق

 

1ـ نگرش2

 

نگرش، گرایش یا ایستار، بنا به نظر آلپورت “یك حالت روانی و عصبی آمادگی است كه از طریق  تجربة سازمان یافته و تأثیری هدایتی یا پویا بر پاسخ‌های فرد در برابر كلیة اشیاء یا موقعیت‌هایی كه به آن مربوط می‌شود دارد”. (كریمی، 3-262 : 1377)

كودك با گذراندن وقت خویش با والدین، همبازی‌ها، هم‌كلاسی‌ها و معلمان خود، از طریق فرایندهایی مانند تداعی، تقویت و تقلید، باورهایی شبیه باورهای آنها كسب می‌كند و در نتیجه از نظر نگرش، همانند آنها می‌شود. نگرش‌های كودكان همانند نگرش‌های خانواده است. در دورة دانشگاه، نگرش دانشجویان از بیشترین امكان تغییر برخوردار می‌شود. نگرش‌ها پس از شكل‌گیری از ثبات بیشتری برخوردار شده و تابع اصل

ثبات‌شناختی هستند. یعنی در برابر تغییر، مقاومت می‌كنند. حتی اگر اطلاعات مغایر با نگرش‌ها به فرد برسد، فرد سعی می‌كند آنها را با چارچوب نگرش خود تطبیق دهد.

 

2ـ هویت

 

هویت از نظر لغوی در “فرهنگ زبان فارسی”‌ عبارت است از “آن‌چه كه موجب شناسایی شخص یا چیزی می‌شود.” (مشیری 1177 : 1369) معادل انگلیسی هویت، «Identity  »است كه دارای دو معنای اصلی می‌باشد. معنای اول، همانند مطلق (به‌صورت “این”‌ عین “آن”) و معنای دوم، تمایزی است كه از ثبات و تداوم زمانی برخودار می‌باشد.(جنكینز، 3 : 1996)

هویت، ظاهراً از دو معنای متضاد “همانندی” و “تمایز”‌ برخوردار است. اما اگر با كمی دقت معلوم شود كه این دو معنا، مكمل هم و دو روی یك سكه هستند. به عبارت دیگر، سكة هویت دو روی دارد: “همانندی با گروهی” و دیگری “تمایز از دیگران”. واژة هویت در ابتدا توسط روان‌شناس معروف اریك اریكسون بكار برده شد. به نظر او،‌ هویت یك مرحله از تحول جسمی شخصیتی انسان است كه به هویت سطحی یا فردی معنا شده است. این وضعیت در بردارندة مفاهیمی است كه همسانی وتداوم شخصیت فرد را تضمین می‌كند. بر این اساس، نیاز انسان به امنیت، ثبات و نظم و نیز تعلق داشتن به واسطة كسب هویت برآورده می‌شود. (پالمر و دیگران،142 : 1371)

زمینه‌های ذهنی هویت، به ‌صورت ناخودآگاه،‌ در جریان تعاملات فرد با دیگران و به واسطة شناسایی‌هایی كه آنها از فرد دارند شكل می‌گیرد. ساختمان هویت فرد، در جوانی شكل می‌گیرد. اما مصالح آن، در هویت‌شناسی‌های اولیه ساخته می‌شود. اولین مرحله در شكل‌گیری هویت، خانواده است. فرد به تدریج وارد اجتماعات دیگری چون محله، قبیله، قوم، طبقه و… می‌شود. نقش خانواده و نگرش‌های والدین در هویت‌شناسی فرد بسیار مهم است، اما سایر اجتماعات نیز برحسب شرایط، می‌توانند تأثیر مهمی بر شكل‌گیری هویت داشته باشند. (6-55 : 1377)

هویت می‌تواند براساس تأكید بر ابعاد تمایز یا همانندی به ترتیب فردی یا جمعی باشد اما در هر صورت اجتماعی، است به عبارتی دیگر، هویت هرچند به وسیلة فرد ابراز می‌شود و به تعریف و شناسایی فرد از خودش یا انتسابش به گروه‌ها مربوط است، اما اساساً مقوله‌ای اجتماعی می‌باشد. چرا كه افراد هویت خود را در روند اجتماعی شدن و یا در طی تماس با دیگران كسب می‌كنند. هویت در نظریات جامعه‌شناسی بیشتر در دیدگاه كنش متقابل نمادی مورد تأكید قرار گرفته و به‌صورت “خود” مطرح شده است.

دولت و قدرت سیاسی می‌توانند در فرایندهای حفظ و تغییر هویت نقش محوری داشته باشند و بخصوص هویت‌های اسمی را كه برای دسته‌بندی مردم به كار می‌روند، به راحتی تغییر دهند، حفظ نمایند و یا تحمل كند. (جنكینز، 28-19 : 1996)

 

3ـ هویت ملی4

 

هویت ملی، نمونة برجسته‌ای از هویت جمعی است و شاید كمتر شكلی از اشكال هویت جمعی در شرایط امروزی بتواند به پای اهمیت هویت ملی برسد. اهمیت مفهوم هویت ملی نسبت به سایر انواع هویت جمعی، در تأثیر بسیار آن به حوزه‌های متفاوت زندگی در هر نظام اجتماعی است؛ مثلاً هویت ملی در حوزة‌ سیاست، آرمان‌ها را تحقق می‌بخشد و یا به قدرت حاكم مشروعیت می‌دهد و بر میزان نفوذ آن می‌افزاید. (197 : 1379)

هویت ملی، هویتی است مبتنی بر تشابه منظم و معنی‌دار بین گروهی از افراد به نام ملت در چارچوب یك سرزمین و دولت ملی خواص و تمایز آنها از ملت‌های دیگر. هنگامی كه بحث سرزمین به صورت واحد‌های سیاسی مجاز مطرح گردید موضوع ملت پیش آمد، تا مردم سرزمین در قالب یك اجتماع تخیلی خود را یك ملت واحد تصور نمایند. بنابراین می‌توان ملت را یك “اجتماع تخیلی” دانست كه اعضای آن نه چندان همدیگر را می‌شناسد، نه چندان همدیگر را می‌بینند اما بر این باورند كه همگی عضو یك ملت واحد هستند، ملت گروهی از مردم است كه به واسطة احساس خویشاوندی یا تبار مشترك، تصور تعلق به یك اجتماع گسترده را در خود پرورانده‌اند. برای نخستین بار در برخی كشورهای اروپایی دولتی كه بعدها به‌صورت یك دولت درآمد با تأكید بر عناصر قومیت و هویت قومی همانند زبان در طی فرایند‌ ملت‌سازی موفق گردید درمردم سرزمین خویش تصور یك ملت بودن را ایجاد نماید. شكل‌گیری هویت ملی نیز حاصل چنین فرایندی بود. تشكیل دولت ملی كه پدیده‌ای خاص دوران جدید است به معنی عبور از هویت‌های سنتی، همچون مذهب، قوم، قبیله‌ای و كاست به هویت جدید ملی است. در این مرحله به جای اینكه افراد خود را بر اساس تعلق مذهبی، قبیله‌ای یا نژادی شناسایی كنند بر اساس تعلق به ملتی خاص با جغرافیایی معین و نظام حكومتی معینی، شناسایی می‌شوند.(قیصری، 50-49 : 1377)

با توجه به اینكه در اغلب موارد، ملت‌سازی بنیادی قومی دارد، در جوامع چند قومی در ‌صورتی كه هویت ملی تنها بر عناصر فرهنگی یك قوم متكی بوده و در نتیجه موجب محرومیت یك یا تعدادی از اقوام از برخی حقوقشان شود و بنابراین مورد تبعیض و نابرابری قرار گیرند یا آن را احساس نمایند، به راحتی امكان برجسته شدن یا تقویت شدن هویت قومی در مقابل هویت ملی وجود دارد. این امر می تواند محركی قوی برای دست یازیدن به اعمال سیاسی و مدعی شدن برای حق تعیین سرنوشت و درنتیجه بحران‌های قومی شود. (ایوبی 30-29 : 1377)

با توجه به این امر، ارتباط بسیار نزدیك هویت ملی با حقوق شهروندی روشن می‌شود. شهروندی ‌شأنی است كه در آن به‌طور ضمن برابری انسان‌‌هایی كه عضویت یك ملت و دولت ملی را پذیرفته‌اند تأكید شده است. این تساوی و برابری در حقوق شهروندی است. حقوقی كه به‌طور رسمی تمامی اعضای یك ملت سوای تمایزات نژادی، زبانی و قومی دارای آن هستند. اهم این حقوق عبارتند از‌: برابری و تساوی در فرصت دستیابی به مقامات سیاسی و اداری جامعه، فرصت‌های اساسی مانند تحصیلات، شغل مناسب، امكانات رفاهی، حقوق و امتیازات قانونی و مشاركت سیاسی. (قیصری 13-50 :1377)

 

د) جمع‌بندی مباحث تئوریك

 

براساس یك چارچوب نظری تلفیقی، می‌توان عوامل مؤثر بر نگرش نسبت به هویت ملی را در چهار مقوله قرار داد. یكی فرایند جامعه‌پذیری است كه دربرگیرندة متغیر خانواده، همسالان و گروه‌های مرجع می‌باشد. رسانه‌های گروهی و دانشگاه به ‌صورت تعداد ترم‌های تحصیلی گذرانده شده نیز جزو عوامل جامعه‌پذیری هستند. اما از آن‌جا كه این دو متغییر را می‌توان به‌طور مشخص‌تر در قالب كسب اطلاعات یا آگاهی به ‌عنوان یكی از عوامل مؤثر بر تكوین نگرش‌ها، قرار داد، ما آنها را در مقولة دوم تحت عنوان آگاهی قرار می‌دهیم. مقولة سوم تحت عنوان نیازها مطرح می‌گردد؛ در این مقوله می‌توان متغیرهای احساس تبعیض و احساس محرومیت را قرار داد. هم‌چنین بحث رضایت را كه ناشی از ارضاء نیازها می‌باشد می‌توان در این مقوله گنجانید. سه متغیر پایگاه اقتصادی ـ‌ اجتماعی، جنسیت و محل سكونت را می‌توان تا حدودی با بحث موقعیت و نیز بحث تعلق گروهی مرتبط دانست و مسامحتاً در مقوله‌ای تحت عنوان “موقعیت اجتماعی”‌ قرار داد. عضویت گروهی نیز كه بسیار نزدیك به بحث تعلق گروهی است در این مقوله قرار می‌گیرد.

 

 

 

هـ )مبانی روشی تحقیق

 

1ـ متغیرهای مورد بررسی

 

الف) متغیرهای مستقل: این متغیرها به‌طور مختصر در زیر معرفی می‌شوند:

 

1ـ جنسیت: متغیر اسمی با دو ارزش زن و مرد.

2ـ خانواده: با عنوان پیوستگی خانواده ( میزان تبعیت از خانواده)، متغیر ترتیبی با پنج ارزش خیلی زیاد، زیاد، متوسط، كم و خیلی كم.

3ـ‌ همسالان: با عنوان پیوستگی با همسالان ( دوستان صمیمی)، متغیر ترتیبی با پنج ارزش همانند خانواده.

4ـ گروه‌های مرجع: با عنوان پیوستگی با گروه‌های مرجع (اساتید، علماء و (…، متغیر ترتیبی با پنج ارزش همانند خانواده.

5ـ‌ محل سكونت خانواده: متغیر اسمی با دو ارزش شهر و روستا.

6ـ پایگاه اقتصادی ـ‌ اجتماعی: براساس شاخص‌های نوع منزل مسكونی خانواده و ارزش آن، شغل پدر، تحصیلات پدر و درآمد (هزینة زندگی خانوادة پدری)، متغیر ترتیبی به سه ارزش بالا، متوسط و پایین.

7ـ تعداد ترم‌های تحصیلی گذرانده شده: متغیر نسبی.

8ـ رسانه‌های گروهی: براساس میزان استفاده از روزنامه، رادیو و تلویزیون، متغیر ترتیبی با سه ارزش زیاد، متوسط و كم.

9ـ عضویت گروهی:  براساس عضویت در انجمن‌های هنری، علمی، ادبی، تیم‌های ورزشی، جامعة اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان، متغیر ترتیبی با چهار ارزش زیاد، متوسط، كم و عدم عضویت.

 

10ـ رضایت: با عنوان رضایت از كشور براساس رضایت از زندگی، كار و تحصیل در ایران، متغیر ترتیبی با سه ارزش زیاد، متوسط و كم.

11ـ احساس تبعیض: براساس تبعیض نسبت به حقوق شهروندی شامل بودجه و امكانات آموزشی، بهداشتی، فرهنگی و اقتصادی در استان، فرصت‌های دستیابی به مقامات سیاسی و اداری، حقوق و امتیازات قانونی، متغیر ترتیبی با سه ارزش زیاد، متوسط و كم.

12ـ‌ احساس محرومیت: براساس احساس محرومیت نسبت به امكانات آموزشی، بهداشتی، فرهنگی و اقتصادی در استان، متغیر ترتیبی با سه ارزش زیاد،‌ متوسط و كم.

 

ب) متغیر وابسته

 

در این پژوهش نگرش نسبت به هویت ملی براساس سه شاخصه سنجیده شده است. برایند یا معدل گرایش نسبت به این سه شاخص، نشان‌دهندة نگرش نسبت به هویت ملی می‌باشد. نگرش نسبت به ملت،‌ براساس تركیبی از طیف‌های بوگاردوس، گاتمن و لیكرت كه شامل هفت گویه است سنجیده می‌شود.

 

گویه‌ها كه حالتی انباشتی دارند عبارتند از:

 

1ـ‌ آیا حاضرید كه خواهرتان با یك غیر‌بلوچ ازدواج كند؟

2ـ آیا حاضرید با یك غیربلوچ مشاركت اقتصادی كنید؟

3ـ آیا حاضرید در همسایگی با یك غیربلوچ با او رفت و آمد و معاشرت كنید؟

4ـ آیا حاضرید یك غیربلوچ را به همسایگی بپذیرید؟

5ـ آیا حاضرید یك غیربلوچ را به‌عنوان همكار بپذیرید؟

6ـ‌ با این نظر عظیم كه می‌گوید: من اصلاً خوشم نمی‌آید با بلوچ‌ها هموطن باشم.

7ـ با این نظر گمشاد كه می‌گوید: اگر زورم می‌رسید تمام غیر‌بلوچ‌ها را از این منظقه بیرون می‌كردم. نمره‌ای كه براساس ضریب گویه‌ها و پنج گزینة كاملاً موافق تا كاملاً مخالف هر گویه به دست می‌آید، در نهایت بیانگر نسبت به ملت در پنج سطح خیلی مثبت، مثبت، بی‌تفاوت، منفی و خیلی منفی می‌باشد.

نگرش نسبت به سرزمین مشابه با طیف لیكرت و براساس چهار گزینة زیر سنجیده می‌شود:

 

1ـ زندگی در ایران را به هر جای دنیا ترجیح می‌دهم.

2ـ لازم است هنگام تجاوز از ایران دفاع كنیم.

3ـ ایران به عنوان وطن هیچ اهمیتی برای من ندارد.

4ـ من به ایرانی بودن خود افتخار می‌كنم.

 

نگرش نسبت به دولت همانند نگرش نسبت به سرزمین و براساس پنج گزینة زیر سنجیده می‌شود‍:

 

1ـ‌ حكومت ایران یك حكومت مردمی بوده و رابطة آن با مردم خوب است.

2ـ همكاری با حكومت در اجرای برنامه‌هایش لازم است.

3ـ نظام حاكم بر ایران، برای من اهمیت چندانی ندارد.

4ـ سران حكومت دلسوز بوده و به فكر كشور هستند.

5ـ حكومت ایران یك حكومت مستقل بوده و این مایة افتخار است.

 

در نهایت براساس نمرات سه شاخص فوق، نگرش نسبت به هویت ملی به‌صورت یك متغیر ترتیبی با سه ارزش مثبت، بی‌تفاوت و منفی سنجیده می‌شود.

لازم به ذكر است كه برای تبیین مناسب‌تر رابطة بین متغیرهای اصلی سه متغیر توصیفی نیز در پرسشنامه گنجانیده شده كه عبارتند از:

 

1ـ رتبة قوم بلوچ در میان اقوام ایران در بهره‌برداری از امكانات و فرصت‌های موجود در كشور از نظر پاسخگویان.

2ـ‌ معیارهای مسئولین حكومتی برای ابراز توجه به مردم ( همانند تخصیص بودجه، امكانات و فرصت‌های شغلی) از نظر پاسخگویان.

3ـ‌ ترتیب هویت پاسخگویان: جهت مقایسه سه هویت ایرانی، هویت قومی بلوچ و هویت دینی مسلمانی.

2ـ روش تحقیق

 

در پژوهش حاضر، از روش پیمایش مقطعی1 استفاده شده است، كه به كمك پرسشنامه انجام گرفته است. پرسشنامة نهایی بعد از انجام یك آزمون مقدماتی با استفاده از پرسشنامة اولیه در بین 25 نفر از دانشجویان و انجام تحلیل عامل و آزمون اعتبار و روایی تهیه گردید. جامعة آماری تحقیق، كلیة دانشجویان پسر و دختر بلوچ بودند كه در سه دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه علوم پزشكی زاهدان و دانشگاه آزاد زاهدان در مقطع كارشناسی و بالاتر و در نیمسال دوم تحصیلی 80-79 در شهرستان زاهدان مشغول به تحصیل بودند. براساس فرمول كوكران حجم نمونه 145 نفر تعیین گردید.

در نهایت بر روی 154 نفر كار تحقیق انجام گرفت كه از این میان از دانشگاه سیستان و بلوچستان 50 نفر پسر و27 نفر دختر، از دانشگاه علوم پزشكی زاهدان 18 نفر پسر و 9 نفر دختر و از دانشگاه آزاد زاهدان 29 نفر پسر و 21 نفر دختر بودند.

 و) تجزیه و تحلیل داده‌ها

 

 مهمترین نتایج توصیفی تحقیق عبارتند از:

 

1ـ احساس تبعیض در جمعیت مورد بررسی در حد بالایی است به‌طوری كه بیش از 90% آنها به میزان زیادی

احساس تبعیض می‌نمایند

2ـ احساس محرومیت نیر در حد بالایی بوده و 3/81% آنها به میزان زیادی احساس محرومیت می‌كنند.

3ـ نگرش نسبت به ملت در مجموع مثبت است. نزدیك به 60% آنها نسبت به ملت دارای نگرش مثبت یا خیلی مثبت هستند.

4ـ نگرش نسبت به سرزمین در مجموع مثبت است، به طوری كه نزدیك به 75% آنها نسبت به سرزمین دارای نگرش مثبت یا خیلی مثبت هستند.

5ـ‌ نگرش نسبت به دولت، در حد بی‌تفاوت است به‌طوری كه نزدیك به  70%  آنها نگرشی بی‌تفاوت تا خیلی منفی نسبت به دولت دارند.

6ـ نگرش نسبت به هویت ملی در جمعیت مورد بررسی تا حدودی مثبت است.

7ـ به نظر پاسخگویان رتبة قوم بلوچ نسبت به سایر اقوام ایرانی آخر یا هفتم است، به‌طوری كه  73/9%  آنها اعتقاد دارند قوم بلوچ از نظر امكان بهره‌برداری از فرصت‌ها و امكانات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در میان اقوام ایرانی از كمترین امكان برخوردار است.

8ـ‌ بنا به نظر پاسخگویان، معیار مسئولین برای تخصیص امكانات، فرصت‌ها و بودجه به مردم، نوع مذهب است. 6/45% آنها نوع مذهب و 8/35% آنها میزان پارتی را معیار اصلی می‌دانند. تنها درصد اندكی یعنی

7/0% معتقدند این معیار نوع قومیت است.

9ـ ترتیب هویت در جمعیت مورد بررسی، به ترتیب میزان اهمیت، هویت دینی یا مسلمانی، هویت ایرانی و هویت قومی یا بلوچی است، 7/70% آنها مسلمان بودن، 8/17% ایرانی بودن و 5/11% بلوچ بودن را هویت اول خود معرفی كرده‌اند.

10ـ از میان متغیرهای مستقل مورد بررسی تنها چهار متغیر پیوستگی خانوادگی، پیوستگی با همسالان، پیوستگی باگروه‌های مرجع و میزان رضایت از كشور با نگرش نسبت به هویت ملی رابطة معناداری داشتند. این امر بر نقش عوامل جامعه‌پذیری و رضایت در تكوین نگرش نسبت به هویت ملی و به عبارتی دیگر فرایند هویت‌یابی ملی تأكید می‌كند. اما با توجه به معكوس بودن رابطة عوامل جامعه‌پذیری با نگرش نسبت به هویت ملی روشن می‌گردد كه در فرایند جامعه‌پذیری دانشجویان بلوچ جریانی مخالف با هویت‌یابی ملی حكمفرماست.

11ـ تحلیل رگرسیون چند متغیرة انجام شده بر روی متغیرهای فوق نشان می‌دهد كه در میان چهار متغیر فوق

تنها متغیر رضایت از  كشور قدرت تعیین‌كنندگی دارد و حدود 22/4%  واریانس متغیر نگرش نسبت به هویت ملی را تعیین می‌نماید. این امر به معنای آن است كه باید دنبال متغیرهای دیگری براساس سایر دیدگاه‌های نظری بود تا بتوانند میزان بیشتری از ورایانس وبسته را تعیین نمایند، یا اینكه در تعریف هویت ملی در ایران تجدیدنظر نمود و بویژه نقش عنصر دولت در هویت ملی را مورد ارزیابی مجدد قرار داد.

 

ز) نتیجه‌گیری

 

 براساس نتایج حاصل از این تحقیق، تأكید نظریه‌های سطح خرد جامعه‌شناسی یعنی دیدگاه كنش متقابل نمادی بر نقش خانواده، گروه‌های همسالان و گروه‌های مرجع در روند جامعه‌پذیری یا شكل‌گیری “خود”‌ به‌عنوان هویت مورد تأكید قرار گرفته است. اما بر خلاف فرایند هویت‌یابی ملی در روند جامعه‌پذیری در كشورهای غربی ـ كه به‌طور عمده مدنظر این نظریه‌پردازان  بوده است‌ ـ در ایران ( حداقل در بلوچستان ) نقش این عوامل جامعه‌پذیری، القای نگرش منفی نسبت به هویت ملی می‌باشد. البته هم‌چنان‌كه نتایج توصیفی نشان می‌دهند این نگرش منفی به‌طور عمده متوجه دولت است و نه ملت و سرزمین، این امر ملی بودن دولت در ایران را (حداقل از نظر دانشجویان بلوچ) به زیر سؤال می‌برد و وجود آن‌چه را كه در غرب، دولت ـ ملت نامیده می‌شود، در ایران تأیید نمی‌كند.

همین امر به معنای تأیید این ادعای نظریه‌پردازان ابرازگرا در مورد قومی و ناسیونالیسم است كه هویت ملی پدیده‌ای جدید و مدرن بوده و توسط نظام سیاسی ایجاد می‌شود. برخلاف هویت ملی، هویت ایرانی بر مبنای دو عنصر مردم و سرزمین، هم‌چنان‌كه نتایج این تحقیق نشان می‌دهند، به‌طور نسبتًاًًقوی در میان دانشجویان بلوچ وجود دارد. این نوع هویت، كه در واقع نوعی هویت قومی است، براساس شواهد تاریخی از دیرباز در میان مردم بلوچ وجود داشته است. ترتیب هویتی دانشجویان نشان می‌دهد كه یك هویت قومی خاص با عنوان هویت بلوچی در مقابل این هویت ایرانی بروز نكرده است. این امر با نظریة استعمار داخلی هشتر كه استعمار نواحی پیرامونی در یك جامعة ملی توسط مركز و اعمال تبعیض و محرومیت نسبت به این نواحی را از عوامل بسیج قومی می‌داند همخوانی ندارد البته ترتیب هویت كه در آن هویت مسلمان بودن، هویت غالب و اول را در میان بلوچ‌ها تشكیل می‌دهد با این امر كه اغلب بلوچ‌ها تبعیضات را به‌طور غالب واجد جنبة مذهبی می‌دانند، مطابقت دارد و نشان دهندة تأكید بلوچ‌ها بر عناصر مذهبی خویش، در مقابل هویت مذهبی مورد نظر دولت می‌باشد. با توجه به این امر، اگر عنصر مذهب را یكی از عناصر هویت قومی بدانیم این امر می‌تواند با بسیاری از نظریه‌های بسیج قومی مطابقت داشته باشد.

احساس تبعیض و احساس محرومیت موجود كه در سطح بالایی بوده و بویژه در مورد حقوق شهروندی وجود دارند و با این حال هیچ رابطة معناداری با نگرش نسبت به هویت ملی ندارند، می‌تواند تأكید دیگری بر این مطلب باشد كه یك دولت ـ ملت، كه در قالب آن دولت ملی نقش زیادی در ایجاد و بقای هویت ملی دارد، در ایران وجود ندارد. چرا كه عامل اصلی از نظر مردم بلوچ در اعمال تبعیض و حتی محرومیت و در نتیجه نفی حقوق شهروندی، حكومت به شمار می‌رود. در واقع از آن‌جا كه تلاش دولت برای ایجاد هویت ملی مبتنی بر تعریف واقعی آن و از جمله تأكید بر حقوق شهروندی و ملت‌سازی نبوده است عملاً نتیجه‌ای معكوس داشته است و در میان قومیت‌هایی همانند بلوچ‌ها تنها یك هویت ظاهری و اسمی ایجاد كرده است.

هر چند هویت ایرانی به مفهوم تاریخی آن در میان قوم بلوچ وجود دارد اما در شرایط امروزی دنیا و لزوم ملی بودن دولت‌ها به معنای واقعی، خواه‌ناخواه لازم است یك هویت ملی مدرن، كه لازمة آن نگرش مثبت نسبت به همة عناصر آن و از جمله دولت است، ایجاد شود. حال كه اقدامات اقتدار‌‌طلبانه از زمان رضاخان تا به حال نتوانسته است حداقل در مورد بلوچ‌ها، یك چنین هویتی را ایجاد نماید، لزوم تجدید‌نظر در سیاست‌ها و برنامه‌های دولت آشكار می‌شود. احساس محرومیت و احساس تبعیض در این حد بالا، هیچ‌گاه با یك هویت ملی مدرن همخوانی نداشته و می‌توانند در شرایط بحرانی كشور، مشكلات حادی ایجاد نمایند. رسانه‌های جمعی كه از مهمترین ابزارهای دولت برای ایجاد هویت ملی و نیز همبستگی و وفاق ملی هستند، با توجه به اینكه براساس این تحقیق رابطة معناداری با هویت ملی نداشتند بیانگر این مطلب هستند كه نتوانسته‌اند به‌عنوان رسانه‌هایی ملی، اعتبار  چندانی را به خود جلب نمایند.

وجود نوعی تعارض هویتی از جنبة مذهبی بین بلوچستان و مركز كه قبلاً ذكر آن رفت، لزوم اتخاذ سیاست‌های عقلانی‌تری را در مورد ارتباط بین مذهب رسمی و مذهب تسنن و نیز رفع تبعیض‌های مذهبی موجود و یا حداقل احساس تبعیض‌هایی را كه دراین زمینه وجود دارد، روشن می‌سازد و ارادة لازم برای جلوگیری از نقش عوامل تندرو در ایجاد اختلافات مذهبی و دامن‌زدن به آنها را طلب می‌كند.

 

ح) پیشنهادها

 

راهبردهای كه براساس نتایج این تحقیق می‌توان برای فراگیر شدن هویت ملی در میان قومیت‌هایی همانند بلوچ‌ها پیشنهاد داد به‌طور مختصر عبارتند از:

 

1ـ تعریف مجدد هویت ملی توسط دولت با تكیه بر مبانی آن بویژه ملت‌سازی و حقوق شهروندی؛

2ـ بسیج منابع برای مثبت كردن نگرش مردم نسبت به هویت ملی بویژه با ایفای نقش نخبگان و رسانه‌های گروهی؛

3ـ وارد نمودن هویت‌یابی ملی در فرایند جامعه‌پذیری؛

4ـ رفع محرومیت‌ها و تبعیض‌های موجود در مورد موقعیت‌ها بویژه در زمینة حقوق شهروندی و مشاركت در امور جامعه؛

5ـ اعمال سیاست تكثرگرایی فرهنگی و خودداری از سیاست شبیه‌سازی فرهنگی

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

مآخذ:

 

1-   آ‏‏لمان، فرنگیس (1375)، “ بررسی عوامل مؤثر بر هویت فرهنگی دانش‌آموزان”، پایان‌نامه كارشناسی ارشد امور فرهنگی دانشكدة علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

 

3-   ایوبی، حجت‌الله (بهار 1377)، “‌ شكاف‌های قومی و خشونت درپیكارهای سیاسی”‌، فصلنامه مطالعات

راهبردی، پیش شماره اول، صص37-19.

4-   پالمر، مونتی و دیگران (1371)، “ نگرش جدید به علم سیاست”، ترجمة منوچهر شجاعی، تهران،

مؤسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، چاپ سوم.

5-      توسلی، غلامعباس (1374)، “ نظریة‌های جامعه‌شناسی”، تهران، نشر سمت، چاپ پنجم.

6-   حاجیانی، ابراهیم (پاییز 1379)، “‌ تحلیل جامعه‌شناسی هویت ملی در ایران و چند فرضیه”، فصلنامه مطالعات ملی، شماره 5، صص228-193.

7-      دواس، دی. ای (1376)، “پیمایش در تحقیقات اجتماعی”، ترجمة هوشنگ نایبی، تهران، نشرنی، چاپ اول.

8-   رفیع‌پور، فرامرز (1372)، “سنجش گرایش روستائیان نسبت به جهاد سازندگی”،‌ تهران، مركز تحقیقات و بررسی مسائل روستایی، وزارت جهاد سازندگی.

9-      ریترز، جورج (1377)، “‌ نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر”، ترجمة محمدمحسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی.

 

10-  عبداللهی، محمد (1379)، “بینش‌های جامعه‌شناسی”،‌ جزوة درسی كارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

 

11-   قیصری، نورا… (بهار1377)، “قومیت عرب و هویت ملی در ج.ا. ایران”،‌فصلنامه مطالعات

راهبردی، پیش شماره 1، صص 83-49.

 

12-   كوزر، لوئیس (1377)،“‌زندگی و اندیشة بزرگان جامعه‌شناسی”، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، چاپ هفتم.

 

13-   مشیری، مهشید (1369)، “‌فرهنگ زبان فارسی”،‌ تهران، نشر سروش، چاپ اول.

14- Jenekins, R. (1996) “Socid Identity” London, Routledge

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1-Twenty State Ment Test

Attitude -2

 

National Identity-3

1 Cross-Sectional

 

2 Chi-Spuare

 

3 Kendall’s tau

 

       پست الکترونیکی   :   payambaloch@yahoo.com 

 

3 آدرسهای اینترنتی :    پیام بلوچ  

 

 www.payambaloch.persianblog.com

 

www.payambaloch.blogfa.com

 

www.payambaloch.mihanblog.com