به مناسبت در گذشت فرهنگ پژوه و موسیقی شناس بلوچ

"محمد اشرف سربازی"

نامه ای برای مرد رفته

       هوشنگ جاوید در نوشته ای که در اختیار خبرگزاری مهر گذاشته، بمناسبت در گذشت فرهنگ پژوه و موسیقی شناس بلوچ "محمد اشرف سربازی" چنین نوشته است:

 

      آنچنان پر صلابت،با اتکا به نوشته های مورخین جدید و شاهنامه حکیم توس،تاریخ فرهنگ و ادب منطقه را به جمع حاضر شناساندی که وقتی ملنگ شروع به نواختن سرنایش کرد،همه حرف های سنگ خار و ریگ بیابان بلوچستان را حس می کردند.

 

       خداحافظ دوست خوب من، خدا تورا خواند، همانگونه که همیشه می گفتی،یادم هست که از لغت مرگ خوشت نمی آمد، می گفتی: همانطور که می گویند به دنیا آمد، باید بگوییم از دنیا رفت،  به خاطرم مانده، درترجمه خوب و زیبایی که انجام داده بودی، چنان ماهرانه عمل کردی که مرحوم استاد مسعودیه با احترام از تو سخن می راند، راستی پیر محمد سرت سلامت باد، یار قدیمی بار بست و کوچ کرد، تو زنده باشی آیا این روزها کسی به تو می گوید: حالت چطور است؟

پیر محمد شب های درازی را که تا سحر در هالچه ی خوابگاه رادیو تلویزیون، در میدان ونک می نشستی و به نوشتن متن برنامه ها می پرداختی، یادش به خیر، قبلش کجا همدیگر را دیدیم، یادت هست؟

      شب ژانویه داشتیم از جام جم به سوی خانه موقت اداری قدم می زدیم، گفتم:امشب تولد مسیح(ع) است،گفتی : شبی که مسیح در روح ما دمیده شود مهم است و من آن شب را تا صبح  به این اندیشه نخوابیدم.آن عینک ته استکانی شیک، کت و شلوار پاکستانی کرم قهوه ای و ته لهجه ای که وقتی پارسی گپ می زدی انگار یک هندی با ایرانی صحبت می کند، دلت نمی خواست کسی بشناسدت ولی وقتی پای فرهنگ به میان می آمد عود بی آتش می شدی ، دفاع جانانه از هنر و ادب و فرهنگ بلوچ ، ناخودآگاه مطرحت می کرد، کلامی می گفتی یا می نوشتی که آتش بیفروزد و یا آتش شعله وری فراهم می کردی که جان ها را بسوزاند، بی خود نبود که سال های مدید مدیریت بخش زبان بلوچی رادیورا به تو سپرده بودند، مردیت فرهنگی  بلوچ های ایران را به طور کامل به اثبات رسانده بودی ، زبان ها می دانستی و زبان ، بسته بودی ، باور نمی کنم بی خبر رفته ای ، انگار همین دیروز بود که پیشنهاد حضور یافتن در نخستین جشنواره ی نی نوازان را به تو دادم ، تقریبا همین اوایل اسفند 69 بود ، گفتی : پس من می گویم کی ها بیایند ، همان ها را بیاورید .

 

     می دانی که "ملنگ درزاده" را که با آن همه سختی،  وسائل آمدن گروهش فراهم شد ،نیز سه ماه پیش درگذشت ، مرا ببخش از جهان ما رفت ، انگار دکتر" باستانی پاریزی" بود که یک جایی گفت آدم در طول عمرش به میان سالی که می رسد هی داغ خبری می شود، خبر رفتن این و آن ، نمی دانم ، اما حالا و این یکی دو سال اخیر چنین شده ، آمدی و چنین گفتی:

 

بنام خداوند جان و خرد                کزین برتر اندیشه برنگذرد

 

       استادان محترم  و دوستان عزیر و گرامی ، پیش از آنکه به معرفی فرهنگ ناشناخته و دست نخورده و غنی ما ، بخصوص به موسیقی اصیل جنوب شرقی ایران ، سیستان و بلوچستان که از نظر مساحت یکی از بزرگترین استانهای میهن عزیزمان است ، بپردازم ، لازم می بینم مختصری راجع به موقعیت این قسمت دور افتاده و عقب مانده ی وطن و تاریخچه مرزداران دلیر و همیشه جان بر کف این آب و خاکی، عرایضی به استحضار برسانم.

 

      آنچنان پرصلابت با اتکاء به نوشته های مورخین جدید و شاهنامه ی حکیم توس تاریخ و فرهنگ و ادب منطقه را به جمع حاضر شناساندی که وقتی ملنگ شروع به نواختن سرنایش کرد همه حرف های سنگ و خار و ریگ بیابان بلوچستان را حس می کردند.

 

     تو به من و خیلی های دیگر از جمع پژوهشگران موسیقی آموختی که نوازندگان در فرهنگ بلوچ جزو محارم به شمار آورده می شوند و به آنها در مجالس شادیانه اجازه ی آمد و شد می دهند.

آموختی که سنن قومی در این سرزمین با موسیقی توام است و حرفه موسیقی را میراث نیاکان می دانند ، آخرین بار ملاقات ما در کجای تاریخ بود ، تو فقط یک مترجم یا یک مطلع ساده نبودی عنصر معرفی موسیقی بلوچی بودی ، تو و پیرمحمد ملازهی ، مفسر ترانه ها وسپت ها و بیت ها ...

      من سال هاست که بر این باورم که موسیقی تکنیک نیست ، تلفیق نت و پاکنویس و چرکنویس و پارت نویسی نیست ، موسیقی جان و جسم دارد و عناصر ، موسیقی پنجره هایی دارد به زیبایی همه ی پنجره های ساخته شده در عالم ، یک زمان مولانا پای یکی از این پنجره ها می آمد و سوی گلستان دلش می نگریسته و یک زمان حافظ، باور کرده ام موسیقی تناسبات تنها نیست، ارتباطات مناسبات هم هست ، کسی جایی در کنار پنجره ای دیگر گفته بود : حاشا که انسان نامتعادل از لحاظ اخلاقی ، بتواند خط خوب بنویسد ، دلیلش هم این است که خود خواهی بشر باعث ناکوکی اش می شود، و توهرگز ناکوک نبودی ، موسیقی بلوچی را خوب می شناختی و حیف شد که این چنین رفتی من در این اندیشه ام که مدعیان وام داری فرهنگی برای کسانی چون تو که عمری را در راه خدمت به فرهنگ منطقه ای خود گذراندید چه کردند ؟ چه خواهند کرد؟ چه می کنند؟

 

     موسی جرجانی در میان ترکمن ها ، پیر محمد ملازهی یار قدیمی ، کلیم الله توحدی در شمال خراسان ، آقاسیدضیاء میردیلمی در کتول ، آقا سید حسین معتمدی قمصری در کاشان، همایونی سروستانی در شیراز و بسیار کس و کسان دیگر که در شناساندن فرهنگ منطقه ی خود دست به زانوی خود گرفته اند و به یاری قادر متعادل پژوهش فرهنگی را انجام داده اند ولی کدام نگاه درست فرهنگی به التیام زخم های دلشان نشسته؟  می خواهم لیکو بخوانم ، نمی توانم ، دیگر صدایی برایم نمانده ، کسی هم نیست که لیکو گوش بدهد همه موسیقی علمی روز و موسیقی جهانی می شوند ولی هنوز ته صدایی می آید که می خواند ، از دورها ، انگار صدای فیض محمد است که می خواند:

 

منی دلاء کارچ بله تو من ئه نه کرت ارطی رخصت

(به قلبم خنجر زدی ، از من خداحافظی نکردی و رفتی)

 

    خداحافظ دوست خوبم ، از همه ی محبت هایت و راهنمایی هایت و یاری هایت متشکرم بهشت جای تو باد ، می خواهم این نامه را از زبان خامه ی استاد مرحوم محمد تقی مسعودیه به پایان ببرم : بدین وسیله لازم می دانم از شخصیت های ذیل که در انجام تحقیق حاضر از بذل هرگونه کمک و راهنمایی دریغ ننموده اند ، نهایت تشکرات خود را ابراز دارم : آقایان محمد اشرف سربازی و پیرمحمد ملازهی ، متن ترانه ها را آوانگاری و به فارسی ترجمه کرده و منابع ارزنده ای را در زمینه ی موسیقی بلوچستان در اختیار نگارنده قرار داده اند.

 

خداوند تبارک به خانواده ات و دوستانت و همه ی آنانکه تو را می شناختند صبر جمیل عنایت کند ضمن آنکه این ضایعه ی ناگوار را به جامعه ی فرهنگی ایران تسلیت می گویم:

 

این خط جاده ها که به صحرا نوشته اند

یاران رفته با قلم پا نوشته اند

سنگ مزارها همه سربسته نامه ای است

کز رفتگان به مردم دنیا نوشته اند

 

 

 هوشنگ جاوید

 

تاریخ انتشار، تهران: 10/12/1383

 

 

 

منتظر مطالب شما هستیم  ایمیل پیام بلوچ        :   payambaloch@yahoo.com 

 

3 آدرس اینترنتی :    پیام بلوچ             http://www.payambaloch.persianblog.com

 

www.payambaloch.blogfa.com