|
نظام آبياري دربلوچستان
نظام آبياري دربلوچستان از تنوع بسياري برخورداراست ، بطوري كه مي توان آن را به چند حوزه هريك با ويژگي هاي خاص خود تقسيم كرد كه دراينجا حوزه ميرجاوه ازبلوچستان شمالي( سرحد) وحوزه ايرانشهر را دربلوچستان جنوبي(مكران) به عنوان نمونه موردبررسي قرار مي دهيم :
الف-سرحد (ميرجاوه) :
منابع آب دراين حوزه رودخانه ، چشمه ، قنات وچاه عميق ونيمه عميق است ، كه ما دراين حوزه به بررسي مسائل قنات مي پردازيم: به نظر مي رسد استفاده ازقنات پس از يك ركود درچند دهه اخير مجددا توسط طايفه ريگي آغاز شده است ، زيرا قنات هاي ميرجاوه به ندرت جديد التأسيس است ، قناتها اكثرا متروكه يا به اصطلاح پودبوده كه ريگي ها اقدام به آبادي آن كرده اند ، چون خودتجربه اي دراين كار نداشته اند ازمقني هاي غير بومي وبيشتر يزدي كمك گرفته ومي گيرند ، به همين دليل بيشتر اصطلاحات مربوط به فنون حفر واحياء ونگهداري قنات به اصطلاحات يزدي بخصوص بالهجه ميبد ومهريز يزد مشابهت دارد. حفر اوليه اين قناتها معلوم نيست توسط چه كساني صورت گرفته است ، به باور بلوچها اين قناتها درحمله هلاكوخان ازبين رفته است ، درخاش حتي آمارقناتهائي كه توسط هلاكوخان نابود شده مي دانند ، بنا به اين روايت 383قنات درسرحد وجودداشته كه هلاكوخان جز قنات هاي دشتك( daštok) مركز قلعه خاش ،قلعه ده بالا (پشت كوه خاش ) ، قلعه ميربلوچ (درده بالا ) وقنات پيل گوشكي ( pilguški) درگزوپشتكوه همه را پروويران كرد.ولي اگر اين فرضيه درست بود ، بايد حداقل تجربه آن به نسل هاي بعد منتقل مي شد ، قضيه قنات هاي پود منحصر به حوزه سرحد نيست ودرتمام نقاط بلوچستان عموميت دارد. به احتمال قوي پديد آورندگان اين قنات ها اقوامي غير ازساكنين فعلي بلوچستان بوده اند كه يامغلوب ومنكوب اقوام مهاجم شده ويا دراثرقحطسالي ها اين ديار را ترك كرده اند واين قضيه ربطي به هلاكوخان نداردكه معلوم نيست دستش به بلوچستان رسيده باشد.قرائن بسياري موجود است كه قبلا كساني دراين مناطق زندگي مي كرده اند كه بنا به دلايل مختلف مجبوربه ترك آن شده اند از آن جمله است :
1-بنابه قول معمرين درساحل رودخانه كاجو سنگ نبشته اي بوده است به اين مضمون كه مااينجار راترك كرديم چون ازبالاملخ وازپائين موش محصول ماراازبين مي برد وسپس سه بار تكرار كرده بود تا مي توانيد نخل بكاريد ، عين اين سنگ نبشته درنزديكي عيسي آباد هم ديده شده است ، ميرمراد هم كه ( ازقهرمانان اساطيري واولين كسي است كه قنات اسپكه را حفر كرده است) قنات را احداث نمي كند بلكه قنات پود را احياء مي كند . 2-شناسائي اين قنات ها ازطريق وجود آثار وخرابه هاي باستاني معروف به تمپ ها (tomp) ( تپه هاي باقي مانده ازويرانه قلعه وآباديهاي قديمي ) صورت مي گيرد. (زندمقدم ،1371 : 171) 3- مردم به اين قناتها سليماني مي گويند كه معمولا چنين عنواني به آثارقديمي با تاريخ نامعلوم اطلاق مي شود ( همان :170) 4- بلوچ ها مردمان دامداروكوچگرد بودند وبه امركشاورزي واحداث قنات علاقه اي نداشتند ( جانب اللهي، 1375: 74) 5- گوبلو درمورد قناتهاي بلوچستان شرقي كه وضعيت مشابهي دارند وتوسط افراد غيربومي بازسازي ، ا حيا يااحداث شده اند استدلالي دارد كه مي توان درمورد اين منطقه نيز صادق دانست ، به نظر او غير محلي بودن مقني ها يكي از دلايل متروكه شدن اين قناتهاست ، نام برده احتمال مي دهد، اين غير بومي ها ممكن است زردشتي هاي مهاجر ي باشند كه پس ازاسلام به اين سو رانده شده و تكنولوژي قنات را به اين ناحيه انتقال دادند ، بعدها براثر فشارمسلمين ازاينجا نيز به سمت هندوستان رفتند وقناتها به حال خود رها شد. (گوبلو1371: 163)
ب- حوزه مكران ( ايرانشهر):
منابع آب درحوزه ايرانشهر قنات يا"كهن جو"ورودخانه است، گستره قنات در حوزه ايرانشهر اسپكه ، چانف ، فنوج ، مسكوتان ، حومه نيكشهر ، قصر قند ، بنت وبزمان است ، قنات ها طول چنداني ندارند ، مثلاطول قنات درمسكوتان 1500بغل است كه حدودسه كيلومتر مي شود . راه كارهاي دسترسي به آب: منبع بخشي ازآب موردنياز اين حوزه مثل بمپور و سرباز ازرودخانه وبخش ديگري مثل نواحي جلگه از چاههاي عميق تأمين مي شود .هرروستا سهميه مشخصي از آب رودخانه دارد كه درحريم روستاي خود مي تواند ازآن استفاد ه كند، از آب رودخانه به دوطريق بهره برداري مي شود: 1-كورجو ( kurju) : ازمحل زمين تا رودخانه كانال يا به اصطلاح "كورجو" مي كشند ، سپس بابستن سدخاكي درمسير رودخانه آب را به داخل "كورجو" هدايت مي كنند . 2- كلبير ( kalbir) ياكاريز: كه به آن گادر ( gâder) وكاريز هم مي گويند ، درمواردي كه آب رودخانه كم ياحتي خشك مي شود ، درامتداد مسير رودخانه درحريم روستاي خود كه ازمحل" بند" تا "بند "روستاي قبلي است ،كانال هائي به عمق 3تا4متر به نام "كلبير" حفر كرده روي آن را با لاشه سنگ مي پوشانند ، "كلبير "بايد به گونه اي حفر شود كه مظهر آن درمحل بندي باشدكه قبلا براي كورجو احداث كرده بودند تا آب از طريق كور جو به مزارع هدايت شود.
شيوه حفر كلبير :
گستره كلبيرسرباز،قصرقندو دامن است كه البته دراين حوزه "كهن جو"هم دارد ، درروستای حيط شهرستان سرباز به اين كلبير "كهن جو "مي گويندحفر كلبيرباروش حشر يا كار گروهي انجام مي پذيرد ، همه سهامداران يك شهر( = نخلستان يا مزرعه ، دربلوچستان به بلوچ كشاورز، شهري وبه بلوچ دامدار ،كوهي مي گويند ) بايد دراين حفاري شركت كنند ، يا يك نيروي كار بفرستند ، كار با نظارت وسرپرستي "كماش" يا ريش سفيد طايفه است كه بايد سهم عمده تري داشته باشد ، اوهم البته ياخود بايدكار كند يا يك نفر رابه جاي خود بفرستد ، براي حفر كلبير 12 وگاهي تا50 نفر شريك مي شوند كه هزينه هاي آن را بين خود تقسيم مي كنند ، كاريز ها البته قديمي هستند ، درمواردي كه آب آنها كم مي شود با افزودن به طول آن جبران مي كنند ، كاريز البته نيازي به لاي روبي ندارد ، كانالي به عمق قد انسان درحالت نشسته حفر مي كنند وروي آن را مي پوشانند ، چاهي براي آن نمي گذارند .
دول آب:
قبلابخشي ازآب مورد نياز مردم به وسيله چاه هاي دستي تأمين مي شدكه با يك فناوري ساده وابتدائي آب رابه سطح زمين انتقال مي دادند ، به اين ترتيب كه يك سه پايه چوبي درزمين تعبيه كرده ودو تير چوبي به طول 3تا4متر يكي عمودبرچاه وديگري بطورافقي به آن مي بستند ، درانتهاي چوب افقي تعدادي سنگ يا وزنه سنگين مي آويختند دلونيزبا طنابي كه معمولا كوتاه بود به چوب عمود بسته مي شد ، دراين حال حتي يك كودك خردسال به راحتي مي تواند دلو را باكشيدن طناب به سمت پائين به داخل چاه هدايت كند وپس ازپرشدن به آرامي آن را رها سازد ، تا دلو پرازآب با فشارونيروي وزنه به بالا كشيده شود ، بلوچ ها قبل ازرواج چاههاي عميق با اين تكنيك ساده مزارع كوچك خودرا آبياري مي كردند.
گاوچاه :
درحوزه جازموريان استفاد ه ازگاوچاه درسطح بسيار محدودومنحصرا بين كساني كه وضعيت اقتصادي خوبي داشتند معمول بود ولي سايرين با استفاده از اين تكنيك منتها با نيروي انسان آب را ازچاه مي كشيدند.
حوشاپ ( hušâp) :
درنقاط كوهستاني درمسير سيل موانع وبندهائي به نام " سندات"( sendât ) براي مهارسيلاب ايجاد مي كنند ، هرچند اين كار بيشتر به قصد ذخيره خاك حاصلخيز انجام مي شود ، اما چون درنهايت بااستفاده از رطوبت ذخيره شده درخاك حاصله كه ازرسوبات سيلاب به وجود آمده است اقدام به كشت ديم مي كنند ، لذا اين فن آوري را مي توان نوعي فن ذخيره ونگهداري آب هم محسوب كرد . بخصوص كه درحوزه هاي قنات خيز بخش عمده اي از اين آبها به قناتها تزريق مي شود . دراین نوع زمین ها یا حوشاپ ها محصولاتی چون گندم ،جو،باقلا،ذرت و...بصورت دیمی کشت می شود وبدلیل مرغوبیت خاک که تا دهها مترمی رسد کشاورزان سخت کوش به کشاورزی می پردازند معروف ترین این نوع مهار آب وشیوه کشاورزی سنتی تاریخی رامی توان در منطقه کیشکورازتوابع شهرستان سربازدید که توجه هرتازه واردی رابه خودجلب می نماید. سرپرسی سايكس كه ازاين حوشاب ها با عنوان " گربسته" نام برده است ، مي نويسد "گربسته" ها ازآثارقبل از اسلام است كه دردهانه گردنه ها براي آبياري ساخته شده و بلوچستان شرقي يك موقع به واسطه همين "گربسته "هاجمعيت زيادي داشته است .( سايكس 1336ص128)
منتظر مطالب شما هستیم ایمیل پیام بلوچ : payambaloch@yahoo.com
3 آدرسهای اینترنتی : پیام بلوچ www.payambaloch.persianblog.com
|