خورهه؛
خورهه يا به قول تاريخ قم “ خورهد “ يكي از روستا هاي كهن در استان مركزي است كه در شمال محلات واقع شده است وگويا در ازمنه باستـان وقبل از اسلام سر راههاي تجاري عمده همدان به كاشان وقم به نيمور و اصفهــان قرار داشته و اهميت آن به مراتب بيشتر از امروزه بوده است .
چنين به نظر مي رسد كه خورهه چشمي گشوده بر همه تاريــخ وشا هد دوران و كشورهـاي گوناگون بوده است، روستـايي كه هنوز آثار اسكندر را به خود دارد .
جالب آنكه تاريخ قم مربوط به هــزارو چهل سال قبل مطالب دقيق وقابل توجــهي مربوط به خورهه دارد كه وضعيت و شهرت اين روستا را در بيش از هزار سال قبل آشكار مي سازد.آنچه را كه تاريخ قم به آن اشاره دارد ـ بجز ميل و چشمه گاه بــه گا هي آن ـ هنوز بيش از يك هــزار سال در قريه قابل رؤيت است واطلا عات اين كتاب از نظر باستان شناسان چندان دور از واقعيت نيست:
خورهه اين ديه با ميل آن اسكندر بنا نهاده است وبدين ديه چهار ستــوني است از سنگ مدور متساوي.گويا آن ستونها را تراشيده اند و يك سنگك. وباز گويند كه بر سر اين ستونها قبه بوده است از سنگ مدور ،روزي بيافتاد ه است. بدين ديه حوضهاي طولاني بوده اند از سنگ مثل جويها وآجر سنگ هاي آن چنـان در هم بوده كه گويا مجموع يكپارچه است و اهل آن ديه گوسفندان خود را در برابـر آن دوشيـده اند و در اين حوض ها روان گردانيده اند تا پديد آمده است و اهل هر جوي شير گوسفندان خود را به قسطي كه ميان ايشان جاري و معلوم بوده فرا گرفته. بدين ديه چشمه اي است در بيخ درختي و چنين گويند كه اين چشمه همه اوقات خشك باشد وچون آدمي نزديك اين چشمه رسد و سخني گويد به قدرت خداي عزوجـل آن چشمه شكافته،آبي سرد وخوش طعم وصافي از آن بيرون آيد وچون بياشامد، خاموش شود دگر باره باز ايستد وبسياري چنين ديده اند و بدين خبر داده و روايت كرده انـد ـ البته در حال حاضر اثري از اين چشمه ديده نمي شودـ و بدين ديه چشمه اي است كه آن راـ حمه ـ گويند .از پشت هاي بلندآن ، در قـديم هر دهقان آن را كنده و آب آنرا بيرون آورده است وآب آن گرم است و از بيماري ها شفا مي دهد به اذن الهي وقدرت. واز شهر ها مردم بدين چشمه آيد و غسل كند و شفا يابند….”
متن تاريخ قم نشان مي دهد كه در يك هزار سال پيش بجاي دو ستــون سراپـاي امروزي چهار ستون سنگي بر افراشته بوده است . و در مورد جوي هايي ـ البته نه براي نقل و انتقال شير گوسفندان – حقيقت دارنـد.