تهرانتو

فهرست موضوعي

    • آيا مهاجرت کنم يا نه ؟


      شايد عنوان اين موضوع يک مقدار دير باشد ولی چون می بينم که خيلی ها می پرسند و من را درست ياد آن زمانی ميندازند که در ايران بودم و همين سئوال را از خودم داشتم ؛ پس بر آن شدم که در اينمورد هم صحبتی داشته باشيم !

      يادم می آيد آن زمان کسی نبود که جواب درستی و واضحی به من بدهد ! آخرش هم به جوابم نرسيدم تا خودم به اينجا آمدم!

      من معتقد هستم که هر سئوالی بالاخره يک جوابی داره ! ولی راستی چرا جواب اين سئوال اينقدر مشکله !؟

      من حالا مايلم درموردش صحبت کنم ! درست است که تريبون دست من است و هر چی دلم بخواهد در اين بلند گو  ميتوانم بگويم ولی اصلا مايل نيستم که کج راهه بروم و خيلی از اينجا خوب يا بد بگويم ! در ضمن نظرات تک تک شما مهاجرين برای کسانی که همين سئوال را دارند ميتواند موثر باشد. بنابراين لطف کنيد و شما هم نظرتان را عنوان کنيد تا کسانی که به دنبال اين جواب هستند بتوانند يک جمعبندی کلی و صحيحی از اين داستان داشته باشند و يک چيزی سر دربيارند؛ چون من معتقدم که همه چيز را همه نميدانند و هر کسی از يک زاويه به موضوع نگاه ميکند. (خواهش ميکنم به نظرات ديگران کاری نداشته باشيد و فقط نظر خودتان را ابراز کنيد)

      ببينيد ؛ ما همه در زندگيمان يکسری اهداف بايد داشته باشيم که برای رسيدن به آنها تلاش کنيم واگر کسی هدفی را دنبال نکند در واقع حالت سردرگم و پريشان خاطری خواهد داشت! به نظر من مهمترين اصل برای مهاجر شدن؛ داشتن خصوصيات يک مهاجر است. در واقع شما بايستی در شخصيت خودتان توانائی مهاجرت را داشته باشيد. مهاجر کسی است که از همه چيز خودش از قبيل آشنا ؛ دوست ؛ فاميل ؛  کار ؛ گذشته و .... دل ميکند و به جای ميرود که بتواند دوباره همه چيز را دوباره از نو شروع کند.

      مهاجر بايد دلی بزرگ داشته باشد و بايستی بتواند خودش را برای مواجعه شدن با هر چيزی آماده کند. مهاجرت تصميم ساده ای نيست که ما يک شب بخوابيم و صبح تصميم بگيريم که بجائی مهاجرت کنيم! شما بايستی قبل از مهاجرت اهدافتان را برای خودتان مشخص کنيد. بايد با خودتان رو راست باشيد و بدانيد که برای چی داريد مهاجرت ميکنيد. من خيلی ها را ديده ام که هنوز نميدانند و يا يادشان رفته است که چرا به اينجا آمده اند ! اينطور افراد قبل از حجرت يک تصاوير عجيب و غريب و رويائی از صحبتهای ديگران از محل مهاجرت در ‌ذهنشان درست ميکنند و گمان ميکنند که همه آنها بايستی درست باشد ! و وقتی که مهاجرت ميکنند و می بينند که همه معادله هايتان اشتباه بوده است احساس پوچی بهشان دست ميدهد و دچاره افسردگی ميشوند که اين بيماری در مهاجران بسيار شايع است.

      بنظر من در نخسين قدم بايد يک تصوير حقيقی در ذهنتان داشته باشيد و اهداف با ارزشی را دنبال کنيد که برای بدست آوردن آن اهداف حاضر باشيد از گذشتتان چشم بپوشيد و خودتان را برای سختی های احتمالی اوليه آماده کنيد. مخصوصا شما که به يک کشور ناشناخته با فرهنگ ؛ آدمها و زبان ديگر مهاجرت ميکنيد. شايد شما مجبور باشيد همه چيز را از نو شروع کنيد و شايد مجبور بشويد که فراموش کنيد که چه کسی بوده ايد! پس هدفتان بايد آنقدر مهم باشد که ارزش اين همه گذشت را داشته باشند و مطمئن باشيد با روحيه ای سست فقط خود را آزار خواهيد داد.

      همه ما به سطح زندگيهای متفاوت خودمان عادت کرده ايم؛ بطور مثال بعضی ها عادت دارند هفته ای چندين بار با دوستان و آشنايان خود رفت و آمد کنند که همه ميدانيم اينجا نميشود ! بايد بدانيم که اينجا دنيای ديگری است و شايد برای بعضی افراد خشن تر از انتظاراتتان ! اينکه صرفا تصور کنيد که چون در آنجا فردی موفقی بوديد و اينجا هم موفق خواهيد شد؛ متاسفانه هميشه صدق نميکند. چون شرايط اقصادی ؛ فرهنگی و جغرافيائی ؛ ملی با هم فرق دارد. ايران به عنوان کشوری در ابتدای توسعه و کانادا کشوری پيشرفته که آن دوران را پشت سر گذاشته است تفاوتهای بسياری دارند و شما نميتوانيد موقعيتهای باد آورده را براحتی در اينجا پيدا کنيد ولی در عوض کشوری را خواهيد ديد که اکثر مردم در يک رفاه نسبی که بسيار بالاتر از ايران است زندگی ميکنند. همه حق زندگی ؛ احترام ؛ بهداشت همگانی و محيطی نسبتا سالم برای خانواده به معنی دقيق کلمه را دارند و همه حق دارند از زندگيشان لذت ببرند بشرطی که معقولانه زندگی کنند و به حقوق ديگران تجاوز نکنند. اينجا محيطی مناسب برای تربيت خانواده و پرورش کودکان شماست (بشرطی که راهنمای خوب و دقيقی باشيد). کانادا کشوری است با مليت های مختلف و با حقوق مساویست و نه اثری از نژادپرستی اروپائيان و نه از نا امنی آمريکا و نه از بی کفايتی مديران کشورهای جهان چندم: خبری است.

      پس موضوع را سبک سنگين کنيد و همه جوانب را در نظر بگيريد و بدانيد کسی نميتواند برای شما پيشداوری کند: اين شما هستيد که تصميم ميگيريد و شخصيت خود را بهتر از هر کسی ميشناسيد ! واقع گرا باشيد و با واقعيت و در حال زندگی کنيد؛ کوشش خودتان را بکنيد و بدانيد که بالاخره موفق خواهيد شد. اينجا هيچ چيز غير ممکن نيست فقط احتياج به جربزه شما و شايد زمان دارد.

      توجه: موضوع فوق برای کسانی صدق ميکند که فقط به نيروی فکر و بازوی خود متکی هستند و من شرايط خاص را مورد بررسی قرار نداده ام.